administrivias

[ایالات متحده]//ˌæd.mɪn.ɪˈstrɪv.i.əz//
[بریتانیا]//ˌæd.mɪn.ɪˈstrɪv.i.əz//

ترجمه

n. جزئیات خسته کننده و وظایف اداری معمول، مانند کارهای کاغذی یا پردازش ایمیل، که با یک پروژه یا شغل همراه است.

عبارات و ترکیب‌ها

dealing with administrivia

برخورد با اداری‌های کم‌اهمیت

administrivia overload

بیش‌باری اداری‌های کم‌اهمیت

administrivia burden

بремه‌ی اداری‌های کم‌اهمیت

useless administrivia

اداری‌های کم‌اهمیت بی‌کاربرد

daily administrivia

اداری‌های کم‌اهمیت روزانه

cutting through administrivia

برداشتن اداری‌های کم‌اهمیت

administrivia reduction

کاهش اداری‌های کم‌اهمیت

administrivia trap

فخ اداری‌های کم‌اهمیت

minimizing administrivia

کاهش اداری‌های کم‌اهمیت

administrivia nightmare

رُز اداری‌های کم‌اهمیت

جملات نمونه

the manager was completely bogged down in administrivias and couldn't focus on strategic planning.

مدیر کاملاً درگیر کارهای اداری بود و نتوانست روی برنامه‌ریزی استراتژیک متمرکز شود.

our department is drowning in unnecessary administrivias that consume most of our time.

دپارتمان ما در کارهای اداری غیرضروری غرق شده است که بیشتر وقت ما را می‌گیرد.

the company is trying to streamline processes to reduce administrivias and improve productivity.

شرکت در حال تلاش است تا فرآیندها را ساده‌تر کرده و کارهای اداری را کاهش دهد و بهره‌وری را افزایش دهد.

employees spend hours each day dealing with various administrivias instead of their actual jobs.

کارمندان ساعات زیادی از هر روز را در کارهای اداری مختلف به جای کار واقعی خود صرف می‌کنند.

the new software aims to eliminate tedious administrivias and automate routine tasks.

نرم‌افزار جدید به منظور حذف کارهای اداری خسته‌کننده و اتوماسیون وظایف روزمره طراحی شده است.

despite the complexity of operations, the organization handles its administrivias efficiently.

با وجود پیچیدگی فعالیت‌ها، سازمان به طور کارآمد کارهای اداری خود را مدیریت می‌کند.

government agencies often generate excessive administrivias that hinder effective service delivery.

سازمان‌های دولتی اغلب کارهای اداری زیادی ایجاد می‌کنند که تحویل خدمات مؤثر را محدود می‌کند.

she was overwhelmed by the mounting administrivias on her desk.

او توسط کارهای اداری روی میزش فشار گرفته بود.

the startup struggled to navigate complex corporate administrivias during expansion.

این شرکت نوپا در حین گسترش با کارهای اداری پیچیده شرکتی مقابله داشت.

reducing unnecessary administrivias has become a top priority for modern businesses.

کاهش کارهای اداری غیرضروری به یکی از اولویت‌های اصلی برای کسب‌وکارهای مدرن تبدیل شده است.

the system automatically processes routine administrivias, saving valuable time.

سیستم به طور خودکار کارهای اداری روزمره را پردازش می‌کند و زمان ارزشمندی را صرفه‌جویی می‌کند.

legal departments must carefully manage administrivias to ensure regulatory compliance.

دپارتمان‌های حقوقی باید کارهای اداری را به دقت مدیریت کنند تا از پایبندی به قوانین اطمینان حاصل شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید