admixes

[ایالات متحده]/ˈæd.mɪks/
[بریتانیا]/ˈæd.mɪks/

ترجمه

vt. با چیزی مخلوط کردن (چیزی) \nvi. با چیزی دیگر مخلوط شدن

عبارات و ترکیب‌ها

admix with caution

با احتیاط مخلوط کنید

admixing different ingredients

مخلوط کردن مواد مختلف

admixing cultures

مخلوط کردن فرهنگ‌ها

admixing opinions

مخلوط کردن نظرات

admixing different perspectives

مخلوط کردن دیدگاه‌های مختلف

جملات نمونه

the two cultures admix and create something new.

دو فرهنگ با هم مخلوط شده و چیزی جدید ایجاد می‌کنند.

genetic admixing is a complex process.

مخلوط ژنتیکی یک فرآیند پیچیده است.

his music admixes classical and jazz elements.

موسیقی او ترکیبی از عناصر کلاسیک و جاز است.

the chef admixed different spices for a unique flavor.

سرآشپز ادویه‌های مختلف را برای ایجاد طعم منحصر به فرد با هم مخلوط کرد.

admixing of populations can lead to genetic diversity.

مخلوط شدن جمعیت‌ها می‌تواند منجر به تنوع ژنتیکی شود.

the artist admixed various painting styles in his work.

هنرمند سبک‌های نقاشی مختلف را در اثر خود با هم مخلوط کرد.

admixing of ideas can spark innovation.

مخلوط کردن ایده‌ها می‌تواند باعث نوآوری شود.

the new recipe admixes traditional ingredients with modern twists.

دستورالعمل جدید ترکیبی از مواد اولیه سنتی با پیچیدگی‌های مدرن است.

admixing different perspectives can lead to a richer understanding.

مخلوط کردن دیدگاه‌های مختلف می‌تواند منجر به درک غنی‌تری شود.

the historian studied the admixing of cultures in ancient rome.

تاریخ‌نگار مطالعه‌ای در مورد مخلوط شدن فرهنگ‌ها در روم باستان انجام داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید