ads

[ایالات متحده]/[ædz]/
[بریتانیا]/[ædz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تبلیغ کردن
n. تبلیغات؛ تبلیغ (مخفف)

عبارات و ترکیب‌ها

ads online

تبلیغات آنلاین

view ads

مشاهده تبلیغات

click ads

کلیک روی تبلیغات

ads revenue

درآمد تبلیغات

ads campaign

کمپین تبلیغاتی

targeted ads

تبلیغات هدفمند

ads blocker

مسدودکننده تبلیغات

ads platform

پلتفرم تبلیغاتی

ads manager

مدیر تبلیغات

running ads

اجرای تبلیغات

جملات نمونه

we saw several ads for new cars on the website.

ما چندین آگهی برای خودروهای جدید در وب سایت دیدیم.

the company spent a lot of money on online ads.

شرکت پول زیادی برای تبلیغات آنلاین هزینه کرد.

skip the ads to watch the video without interruption.

برای تماشای ویدیو بدون وقفه، آگهی‌ها را رد کنید.

targeted ads are more likely to grab your attention.

تبلیغات هدفمند احتمالاً بیشتر توجه شما را جلب می‌کنند.

the radio ads were catchy and memorable.

تبلیغات رادیویی جذاب و به یاد ماندنی بودند.

i'm tired of seeing the same ads over and over.

من از دیدن همان آگهی‌ها بارها خسته شده ام.

they use pop-up ads to promote their new product.

آنها از تبلیغ‌های پاپ‌آپ برای تبلیغ محصول جدید خود استفاده می‌کنند.

the website is ad-supported, so it's free to use.

وب سایت توسط تبلیغات پشتیبانی می‌شود، بنابراین استفاده از آن رایگان است.

he blocked the ads with an ad blocker extension.

او تبلیغات را با افزونه مسدودکننده تبلیغات مسدود کرد.

the ads on social media can be very persuasive.

تبلیغات در رسانه‌های اجتماعی می‌تواند بسیار متقاعد کننده باشد.

she clicked on an ad for a discount vacation package.

او روی یک آگهی برای یک بسته تعطیلات با تخفیف کلیک کرد.

the newspaper ads included a coupon for a free gift.

تبلیغات روزنامه شامل یک کوپن برای یک هدیه رایگان بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید