adultify

[ایالات متحده]/əˈdʌl.tɪ.faɪ/
[بریتانیا]/əˈdʌl.tə.ˌfaɪ/

ترجمه

v کودک را به گونه‌ای رفتار کردن که برای سنش بیش از حد بزرگسالانه است؛ سبب شدن که کودک به طور بالغانه عمل کند.

عبارات و ترکیب‌ها

adultify the process

فرآیند را بالغ‌سازی کنید

adultify children's behavior

رفتار کودکان را بالغ‌سازی کنید

adultify their responsibilities

مسئولیت‌های آن‌ها را بالغ‌سازی کنید

adultify their language

زبان آن‌ها را بالغ‌سازی کنید

adultify their thinking

تفکر آن‌ها را بالغ‌سازی کنید

adultify the narrative

روایت را بالغ‌سازی کنید

جملات نمونه

the video game aims to adultify players by introducing complex moral dilemmas.

بازی ویدیویی با معرفی معضلات اخلاقی پیچیده، هدف خود را بزرگسال کردن بازیکنان قرار داده است.

the new law seeks to adultify teenagers by holding them accountable for their actions.

قانون جدید به دنبال بزرگسال کردن نوجوانان با مسئول دانستن آنها در قبال اعمالشان است.

the pressure to adultify can be overwhelming for young people navigating a complex world.

فشار برای بزرگسال کردن می‌تواند برای جوانانی که در دنیای پیچیده‌ای حرکت می‌کنند، طاقت‌فرسا باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید