advantaging

[ایالات متحده]/ədˈvɑːntɪdʒɪŋ/
[بریتانیا]/ədˈvænˌtɪdʒɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vبه کسی یا چیزی مزیت دادن؛ به کسی یا چیزی سود رساندن.
nوضعیتی که در آن بر دیگران مزیت دارید.

عبارات و ترکیب‌ها

advantaging a position

بهره‌گیری از یک موقعیت

advantaging with technology

بهره‌گیری با استفاده از فناوری

advantaging in negotiations

بهره‌گیری در مذاکرات

جملات نمونه

the company is advantaging its position by investing in new technologies.

شرکت با سرمایه‌گذاری در فناوری‌های جدید، موقعیت خود را تقویت می‌کند.

he's advantaging himself by learning multiple languages.

او با یادگیری زبان‌های متعدد، به نفع خود عمل می‌کند.

the team is advantaging from the home crowd support.

تیم با حمایت تماشاگران خانگی، از مزیت بهره‌مند می‌شود.

by offering flexible hours, the company is advantaging its ability to attract talent.

با ارائه ساعات کاری انعطاف‌پذیر، شرکت توانایی خود را در جذب استعدادها افزایش می‌دهد.

she's advantaging her skills by taking online courses.

او با گذراندن دوره‌های آنلاین، مهارت‌های خود را ارتقا می‌دهد.

the new marketing strategy is advantaging the company's reach to a wider audience.

استراتژی بازاریابی جدید، باعث افزایش دسترسی شرکت به مخاطبان گسترده‌تر می‌شود.

their early start gave them a significant advantaging in the race.

شروع زود آن‌ها، یک برتری قابل توجه در مسابقه به آن‌ها داد.

the government is advantaging its citizens by providing access to healthcare.

دولت با فراهم کردن دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی، از شهروندان خود حمایت می‌کند.

he's advantaging his career by networking with industry professionals.

او با ارتباط با متخصصان صنعت، به پیشرفت شغلی خود کمک می‌کند.

the company is advantaging its brand image through social media campaigns.

شرکت با استفاده از کمپین‌های رسانه‌های اجتماعی، تصویر برند خود را تقویت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید