adventurisms

[ایالات متحده]/ədvɛnˈtʃʊərɪzəmz/
[بریتانیا]/ad-ven-ˈchər-ˌizəm-z/

ترجمه

n. تمایل به درگیر شدن در فعالیت‌های پرخطر یا خطرناک برای هیجان یا لذت.

جملات نمونه

his youthful adventurisms led him into trouble.

ماجراجویی‌های جوانی او او را در دردسر انداخت.

she criticized his reckless adventurisms on social media.

او ماجراجویی‌های بی‌پروا او را در رسانه‌های اجتماعی مورد انتقاد قرار داد.

the explorer's life is full of daring adventurisms.

زندگی یک کاوشگر پر از ماجراجویی‌های جسورانه است.

their travel plans were filled with exciting adventurisms.

برنامه‌های سفر آن‌ها پر از ماجراجویی‌های هیجان‌انگیز بود.

he regretted his past adventurisms, realizing they were foolish.

او پشیمان بود از ماجراجویی‌های گذشته‌اش، زیرا متوجه شد که احمقانه بودند.

the novel explored the consequences of reckless adventurisms.

رمان به بررسی پیامدهای ماجراجویی‌های بی‌پروا پرداخت.

she encouraged him to channel his adventurisms into something productive.

او از او خواست تا ماجراجویی‌هایش را به چیزی سازنده هدایت کند.

his friends warned him against his dangerous adventurisms.

دوستانش او را در مورد ماجراجویی‌های خطرناکش هشدار دادند.

the team's success was due in part to their willingness to take risks and embrace adventurisms.

موفقیت تیم تا حدودی به دلیل تمایل آن‌ها به پذیرش خطر و ماجراجویی بود.

adventurisms are often romanticized, but the reality can be harsh.

ماجراجویی‌ها اغلب به صورت رمانتیک تصویر می‌شوند، اما واقعیت می‌تواند سخت باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید