advertence

[ایالات متحده]/ˈæd.vɜːr.təns/
[بریتانیا]/ˌædvərˈtɛns/

ترجمه

n. حالت توجه یا هوشیاری؛ توجه؛ احتیاط
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

advertence to detail

توجه به جزئیات

advertence and awareness

توجه و آگاهی

advertence is crucial

توجه بسیار مهم است

جملات نمونه

it requires advertence to navigate this complex system.

برای پیمایش این سیستم پیچیده به دقت و توجه نیاز است.

her advertence saved her from a dangerous situation.

دقت او، او را از یک وضعیت خطرناک نجات داد.

a lack of advertence can lead to costly mistakes.

نبودن دقت می‌تواند منجر به اشتباهات پرهزینه شود.

he showed great advertence in his approach to the problem.

او در برخوردش با مشکل، دقت زیادی نشان داد.

the security guard's advertence prevented the robbery.

دقت نگهبان امنیتی از سرقت جلوگیری کرد.

it is essential to have advertence when handling confidential information.

هنگام برخورد با اطلاعات محرمانه، داشتن دقت ضروری است.

the artist's advertence to detail was remarkable.

دقت هنرمند به جزئیات قابل توجه بود.

she exercised advertence in her online activities.

او در فعالیت‌های آنلاین خود دقت به خرج داد.

his advertence paid off when he spotted the hidden danger.

وقتی خطرات پنهان را شناسایی کرد، دقت او نتیجه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید