aeronaut

[ایالات متحده]/ˈɛərəˌnoʊt/
[بریتانیا]/air-ə-nôt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که در یک بالون یا سفینه هوایی کار می‌کند یا سفر می‌کند.
شکل‌های واژه
جمعaeronauts

عبارات و ترکیب‌ها

aeronaut's dream

رویای خلبان

famous aeronaut

خلبان مشهور

early aeronauts

خلبانان اولیه

aeronaut's courage

شجاعت خلبان

aeronaut's invention

اختراع خلبان

history of aeronauts

تاریخ خلبانان

جملات نمونه

the aeronaut successfully completed his daring flight.

خلبان هواپیما با موفقیت، پرواز جسورانه خود را به پایان رساند.

she dreamed of becoming an aeronaut and exploring the skies.

او رویای تبدیل شدن به یک خلبان و کشف آسمان‌ها را داشت.

a skilled aeronaut needs exceptional courage and precision.

یک خلبان ماهر به شجاعت و دقت فوق العاده نیاز دارد.

the history of ballooning is intertwined with the stories of daring aeronauts.

تاریخ بالن‌سواری با داستان‌های خلبانان جسور در هم آمیخته است.

he studied aeronautics to become a skilled aeronaut.

او برای تبدیل شدن به یک خلبان ماهر، رشته هواشناسی را مطالعه کرد.

the aeronauts in the film used cutting-edge technology for their journey.

خلبانان فیلم از فناوری پیشرفته برای سفر خود استفاده کردند.

aeronauts have played a crucial role in the advancement of aviation.

خلبانان نقش مهمی در پیشرفت هوانوردی ایفا کرده اند.

early aeronauts faced many challenges and dangers in their pioneering flights.

خلبانان اولیه در پروازهای پیشگامانه خود با چالش‌ها و خطرات زیادی روبرو بودند.

the aeronaut's journey took him across vast landscapes and over towering mountains.

سفر خلبان او را از میان مناظر وسیع و بالای کوه‌های بلند عبور داد.

she admired the skill and bravery of the famous aeronauts of history.

او از مهارت و شجاعت خلبانان مشهور تاریخ تحسین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید