| جمع | aerophiles |
aerophile enthusiast
عاشق هوا گرد
an aerophile's dream
رویای یک هوا گرد
aerophile activities
فعالیتهای هوا گرد
become an aerophile
تبدیل شدن به یک هوا گرد
aerophile magazine
مجله هوا گرد
an aerophile enjoys flying in hot air balloons.
یک هواخواه هوا گرم از پرواز با بالنهای هوایی لذت میبرد.
the aerophile was thrilled to take a ride in the glider.
آن هواخواه هوا گرم از سوار شدن به گلایدر هیجانزده بود.
she is an avid aerophile, often soaring above the clouds.
او یک هواخواه هوا گرم مشتاق است و اغلب بالای ابرها پرواز میکند.
the aerophile club organized a trip to witness the sunrise from a hot air balloon.
باشگاه هواخواه هوا گرم یک سفر برای تماشای طلوع خورشید از بالن هوایی سازماندهی کرد.
he dreamed of becoming an aerophile and exploring the world from above.
او رویای تبدیل شدن به یک هواخواه هوا گرم و کشف جهان از بالا را داشت.
the aerophile festival featured colorful hot air balloons and aerial performances.
جشنواره هواخواه هوا گرم شامل بالنهای هوایی رنگارنگ و اجراهای هوایی بود.
aerophiles often gather at festivals to share their passion for flight.
هواخواهان اغلب در جشنوارهها گرد هم میآیند تا اشتیاق خود را به پرواز به اشتراک بگذارند.
for some, being an aerophile is more than just a hobby; it's a way of life.
برای برخی، بودن یک هواخواه هوا گرم فقط یک سرگرمی نیست؛ بلکه یک سبک زندگی است.
the aerophile instructor patiently guided the novice through the basics of flying.
مربی هواخواه هوا گرم با حوصله مبتدی را از طریق اصول اولیه پرواز راهنمایی کرد.
with every flight, the aerophile felt a sense of freedom and exhilaration.
با هر پرواز، هواخواه هوا گرم احساس آزادی و هیجان میکرد.
aerophile enthusiast
عاشق هوا گرد
an aerophile's dream
رویای یک هوا گرد
aerophile activities
فعالیتهای هوا گرد
become an aerophile
تبدیل شدن به یک هوا گرد
aerophile magazine
مجله هوا گرد
an aerophile enjoys flying in hot air balloons.
یک هواخواه هوا گرم از پرواز با بالنهای هوایی لذت میبرد.
the aerophile was thrilled to take a ride in the glider.
آن هواخواه هوا گرم از سوار شدن به گلایدر هیجانزده بود.
she is an avid aerophile, often soaring above the clouds.
او یک هواخواه هوا گرم مشتاق است و اغلب بالای ابرها پرواز میکند.
the aerophile club organized a trip to witness the sunrise from a hot air balloon.
باشگاه هواخواه هوا گرم یک سفر برای تماشای طلوع خورشید از بالن هوایی سازماندهی کرد.
he dreamed of becoming an aerophile and exploring the world from above.
او رویای تبدیل شدن به یک هواخواه هوا گرم و کشف جهان از بالا را داشت.
the aerophile festival featured colorful hot air balloons and aerial performances.
جشنواره هواخواه هوا گرم شامل بالنهای هوایی رنگارنگ و اجراهای هوایی بود.
aerophiles often gather at festivals to share their passion for flight.
هواخواهان اغلب در جشنوارهها گرد هم میآیند تا اشتیاق خود را به پرواز به اشتراک بگذارند.
for some, being an aerophile is more than just a hobby; it's a way of life.
برای برخی، بودن یک هواخواه هوا گرم فقط یک سرگرمی نیست؛ بلکه یک سبک زندگی است.
the aerophile instructor patiently guided the novice through the basics of flying.
مربی هواخواه هوا گرم با حوصله مبتدی را از طریق اصول اولیه پرواز راهنمایی کرد.
with every flight, the aerophile felt a sense of freedom and exhilaration.
با هر پرواز، هواخواه هوا گرم احساس آزادی و هیجان میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید