affaire

[ایالات متحده]/ɑ:fe'rei/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عشق ورزی؛ رابطه عاشقانه؛ رابطه خارج از ازدواج؛ مورد رسوایی؛ شایعات اجتماعی
Word Forms
جمعaffaires

جملات نمونه

to have an affaire

داشتن یک رابطه

to conduct an affaire

برقرر کردن یک رابطه

to end an affaire

پایان دادن به یک رابطه

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید