afflicts

[ایالات متحده]/əˈflɪkt/
[بریتانیا]/əˈflɪkts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. باعث درد یا رنج به کسی یا چیزی می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

afflicts the innocent

به بی‌گناهان مبتلا می‌شود

afflicts millions worldwide

میلیون‌ها نفر در سراسر جهان را مبتلا می‌کند

afflicts the soul

روح را مبتلا می‌کند

afflicts the heart

قلب را مبتلا می‌کند

جملات نمونه

the disease afflicts millions worldwide.

بیماری میلیون‌ها نفر در سراسر جهان را درگیر می‌کند.

chronic pain afflicts many elderly people.

درد مزمن بسیاری از افراد مسن را درگیر می‌کند.

a sense of loneliness often afflicts people in new cities.

حس تنهایی اغلب افراد را در شهرهای جدید درگیر می‌کند.

fear afflicts her whenever she has to speak in public.

ترس او را هر زمان که باید در ملاء عام صحبت کند، درگیر می‌کند.

anxiety afflicts many students during exam season.

اضطراب بسیاری از دانش آموزان در زمان امتحانات را درگیر می‌کند.

the harsh winter weather afflicts the crops.

آب و هوای زمستانی سخت محصولات را درگیر می‌کند.

his illness afflicts him both physically and mentally.

بیماری او هم جسم و هم روح او را درگیر می‌کند.

the loss of her loved one afflicts her deeply.

از دست دادن عزیزش او را عمیقاً درگیر می‌کند.

he was afflicted with a severe case of the flu.

او دچار یک مورد شدید آنفولانز شد.

the war afflicts countless innocent lives.

جنگ جان‌های بی‌شماری را درگیر می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید