blesses

[ایالات متحده]/blesɪz/
[بریتانیا]/blesəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به کسی لطف یا رحمت الهی عطا کردن؛ آرزوهای خوب برای خوشبختی و موفقیت کسی را ابراز کردن؛ خدا را ستایش یا تمجید کردن؛ درخواست لطف الهی برای خود یا چیزی؛ (ابراز شگفتی)

عبارات و ترکیب‌ها

blesses the food

نعمات غذا را عطا می‌کند

جملات نمونه

she blesses her children every night before bed.

او هر شب قبل از خواب، کودکان خود را شاد می‌کند.

the priest blesses the congregation during the service.

کشیش در طول مراسم، جمعيت را شاد می‌کند.

he believes that love blesses every relationship.

او معتقد است که عشق هر رابطه‌ای را شاد می‌کند.

nature blesses us with its beauty and resources.

طبیعت ما را با زیبایی و منابع خود شاد می‌کند.

the community blesses the new couple at their wedding.

جامعه زوج تازه عروس و داماد را در عروسی‌شان شاد می‌کند.

she feels that her work blesses those in need.

او احساس می‌کند که کارش نیازمندان را شاد می‌کند.

the festival blesses everyone with joy and laughter.

جشنواره همه را با شادی و خنده شاد می‌کند.

he blesses his food before eating as a sign of gratitude.

او به عنوان نشانه قدردانی، قبل از خوردن غذايش را شاد می‌کند.

the teacher blesses her students with knowledge.

معلم دانش‌آموزان خود را با دانش شاد می‌کند.

the family blesses their home with love and warmth.

خانواده خانه خود را با عشق و گرما شاد می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید