affusions

[ایالات متحده]/əˈfjuːʒənz/
[بریتانیا]/əˈfjuːʒən z/

ترجمه

n. عمل ریختن یا پاشیدن مایعی بر روی چیزی؛ یک مورد از این.

عبارات و ترکیب‌ها

affusions of praise

اشراف تحسین

tears of affusions

اشک‌های ناشی از تحسین

affusions of kindness

اشراف مهربانی

affusions of gratitude

اشراف قدردانی

جملات نمونه

the garden was decorated with colorful affusions of flowers.

باغ با تزئینات رنگارنگ گل‌ها تزئین شده بود.

she enjoyed the refreshing affusions of rain on her face.

او از شرایب خنک‌کننده باران روی صورتش لذت برد.

the artist used bold affusions of color in his painting.

هنرمند از رنگ‌های جسورانه و پررنگ در نقاشی خود استفاده کرد.

the city streets were awash with the affusions of a holiday celebration.

خیابان‌های شهر مملو از جشن‌های تعطیلات بود.

he welcomed the gentle affusions of sunlight through the leaves.

او از تابش ملایم نور خورشید از میان برگ‌ها استقبال کرد.

the ceremony was marked by symbolic affusions of water.

این مراسم با نمادهای آبی مشخص شد.

the doctor prescribed frequent affusions of cool water to soothe the burn.

پزشک برای تسکین سوختگی، استفاده مکرر از آب خنک را تجویز کرد.

she felt the calming affusions of a warm bath after a long day.

او بعد از یک روز طولانی، آرامش بخش حمام گرم را احساس کرد.

the waterfall created a mesmerizing spectacle of cascading affusions.

آبشار صحنه‌ای مسحور کننده از آب‌های در حال ریزش ایجاد کرد.

he stood under the shower, relishing the invigorating affusions of water.

او زیر دوش ایستاد و از آب‌های احیا کننده لذت برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید