afros

[ایالات متحده]/ˈæfrəu/
[بریتانیا]/ˈæfro/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مدل موی گرد
adj. سبک گرد؛ سبک آفریقایی.

عبارات و ترکیب‌ها

afro hairstyle

کوتاهی آفریقایی

afro wig

آفرو مصنوعی

جملات نمونه

She styled her afro with colorful hair accessories.

او موهای آفریقایی خود را با لوازم جانبی رنگارنگ تزئین کرد.

His afro is so big that it's hard to find a hat that fits.

آفریقایی او آنقدر بزرگ است که پیدا کردن کلاهی که اندازه باشد سخت است.

The singer's afro was iconic in the 1970s.

آفریقایی خواننده در دهه 1970 نمادین بود.

He decided to grow out his afro for a new look.

او تصمیم گرفت برای یک ظاهر جدید، آفریقایی خود را بلند کند.

She combed her afro into a neat and tidy style.

او موهای آفریقایی خود را به یک حالت مرتب و منظم شانه کرد.

The afro hairstyle became popular in the 1960s.

مد موی آفریقایی در دهه 1960 محبوب شد.

He dyed his afro blonde for a fun change.

او برای یک تغییر سرگرم کننده، موهای آفریقایی خود را بلوند کرد.

She braided her afro into beautiful cornrows.

او موهای آفریقایی خود را به بافت های ذرت زیبا بافت کرد.

The afro pick is a common tool for styling afro hair.

کلپ آفریقایی یک ابزار رایج برای حالت دادن به موهای آفریقایی است.

He wore a headband to keep his afro out of his face.

او یک کش مو گذاشت تا موهای آفریقایی خود را از روی صورتش دور نگه دارد.

نمونه‌های واقعی

Greg Carr is Chair of Afro-American studies at Howard University in Washington.

گرگ کار رئیس بخش مطالعات آفریقایی-آمریکایی در دانشگاه هاوارد در واشنگتن است.

منبع: VOA Standard English_Americas

As cute as those Afro puffs were, Deja's not taking the hint.

با وجود اینکه آن پف‌های آفریقایی بامزه بودند، دژا سرنخ را نمی‌گیرد.

منبع: Our Day Season 2

It was a wig, actually. Sort of a ghetto-fabulous Afro thing. I thought it might be medically relevant.

در واقع یک کلاه گیس بود. جوردی یک چیز آفریقایی-محله‌ای شگفت‌انگیز. فکر کردم ممکن است از نظر پزشکی مرتبط باشد.

منبع: Modern Family - Season 01

He has Russian-Jewish ancestry from his father's side, he has Afro-Caribbean ancestry from his mother's side.

او از طرف پدرش ریشه روسی-یهودی دارد، از طرف مادرش ریشه آفریقایی-کره ایبی دارد.

منبع: Connection Magazine

Frost said his family is Afro-Latino.

فرست گفت خانواده‌اش آفریقایی-لاتین است.

منبع: VOA Slow English - America

He has been, from kindergarten through, the only Afro-American male in his entire class, all the way through.

او از پیش‌دبستانی تا پایان، تنها مرد آفریقایی-آمریکایی در کل کلاسش بوده است.

منبع: VOA Standard English_ Technology

It was your fat friend's brother with that bad Afro.

برادر دوست چاق شما با آن مدل آفریقایی بد بود.

منبع: Friends Season 9

The Afro-Sino Cultural Exchange Association is one of the organizers of the event.

انجمن تبادل فرهنگی آفرو-سینو یکی از برگزارکنندگان این رویداد است.

منبع: CRI Online May 2019 Collection

Spanish, Native Peruvian, Chinese, Afro-Peruvian, Japanese, this diverse blend of cultures have shaped Peruvian life.

اسپانیایی، بومی پرو، چینی، آفریقایی-پرو، ژاپنی، این ترکیب متنوع فرهنگ‌ها زندگی پرو را شکل داده است.

منبع: Lonely Planet Travel Guide

Before they gave her long hair. Back when she had the Afro. She came with go-go boots and a leather jacket.

قبل از اینکه موهای بلند به او دادند. زمانی که او آفریقایی داشت. او با چکمه‌های گوگو و یک ژاکت چرمی آمد.

منبع: Grey's Anatomy Season 2

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید