Good afternoon
بعدازظهر بخیر
Afternoon break
استراحت بعد از ظهر
Late afternoon
بعد از ظهر دیر
Afternoon tea
چای بعد از ظهر
Afternoon nap
خواب بعد از ظهر
in the afternoon
در بعد از ظهر
tomorrow afternoon
بعد از ظهر فردا
every afternoon
هر روز بعد از ظهر
on sunday afternoon
بعد از ظهر یکشنبه
afternoon off
بعد از ظهر تعطیل
lazy afternoon
بعد از ظهر تنبل
of an afternoon
یک بعد از ظهر
on the afternoon turn
نوبت بعد از ظهر
in the afternoon of life.
در بعد از ظهر زندگی.
it was an afternoon of drama and tension.
این بعد از ظهر پر از درام و تنش بود.
idle the afternoon away.
بعد از ظهر را بیهوده بگذرانید.
moon the afternoon away
بعد از ظهر را زیر نور ماه بگذرانید.
a soggy afternoon in August.
یک بعد از ظهر خیس در ماه آگوست.
an errant afternoon breeze.
نسیم بعد از ظهر سرکش.
the afternoon drew to a close .
بعد از ظهر به پایان رسید.
the afternoon when the disturbance happened.
بعد از ظهری که اختلال رخ داد.
he spent the afternoon hawking.
او بعد از ظهر را صرف فروشندهشدن کرد.
one afternoon in late October.
یک بعد از ظهر در اواخر اکتبر.
By afternoon the smog had lifted.
تا بعد از ظهر، دود و غبار رفع شده بود.
spent the afternoon lost in memory.
بعد از ظهر را غرق در خاطرات گذراند.
We spent the afternoon sightseeing.
ما بعد از ظهر را صرف تماشای مناظر کردیم.
the afternoon of her life
بعد از ظهر زندگی او
The doctor is a man in the afternoon of life.
پزشک مردی در بعد از ظهر زندگی است.
spent the afternoon at the space exhibit.
او بعد از ظهر را در نمایشگاه فضایی گذراند.
I telephoned this afternoon .
من امروز بعد از ظهر تلفن کردم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید