afternoon

[ایالات متحده]/ɑːftə'nuːn/
[بریتانیا]/ˌæftɚ'nun/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زمان روز بین ظهر و عصر

عبارات و ترکیب‌ها

Good afternoon

بعدازظهر بخیر

Afternoon break

استراحت بعد از ظهر

Late afternoon

بعد از ظهر دیر

Afternoon tea

چای بعد از ظهر

Afternoon nap

خواب بعد از ظهر

in the afternoon

در بعد از ظهر

tomorrow afternoon

بعد از ظهر فردا

every afternoon

هر روز بعد از ظهر

on sunday afternoon

بعد از ظهر یکشنبه

afternoon off

بعد از ظهر تعطیل

lazy afternoon

بعد از ظهر تنبل

of an afternoon

یک بعد از ظهر

جملات نمونه

on the afternoon turn

نوبت بعد از ظهر

in the afternoon of life.

در بعد از ظهر زندگی.

it was an afternoon of drama and tension.

این بعد از ظهر پر از درام و تنش بود.

idle the afternoon away.

بعد از ظهر را بیهوده بگذرانید.

moon the afternoon away

بعد از ظهر را زیر نور ماه بگذرانید.

a soggy afternoon in August.

یک بعد از ظهر خیس در ماه آگوست.

an errant afternoon breeze.

نسیم بعد از ظهر سرکش.

the afternoon drew to a close .

بعد از ظهر به پایان رسید.

the afternoon when the disturbance happened.

بعد از ظهری که اختلال رخ داد.

he spent the afternoon hawking.

او بعد از ظهر را صرف فروشنده‌شدن کرد.

one afternoon in late October.

یک بعد از ظهر در اواخر اکتبر.

By afternoon the smog had lifted.

تا بعد از ظهر، دود و غبار رفع شده بود.

spent the afternoon lost in memory.

بعد از ظهر را غرق در خاطرات گذراند.

We spent the afternoon sightseeing.

ما بعد از ظهر را صرف تماشای مناظر کردیم.

the afternoon of her life

بعد از ظهر زندگی او

The doctor is a man in the afternoon of life.

پزشک مردی در بعد از ظهر زندگی است.

spent the afternoon at the space exhibit.

او بعد از ظهر را در نمایشگاه فضایی گذراند.

I telephoned this afternoon .

من امروز بعد از ظهر تلفن کردم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید