| جمع | afterpieces |
the play's afterpiece was a humorous farce.
نمایشنامه پس از نمایشنامه یک سیرک خندهدار بود.
she wrote an amusing afterpiece for the theater group.
او یک نمایشنامه پس از نمایشنامه خندهدار برای گروه تئاتر نوشت.
the concert's afterpiece was a stirring rendition of beethoven's 9th.
نمایشنامه پس از کنسرت یک اجرای پرشور از نهم بتهوون بود.
he hoped the afterpiece would bring laughter to the audience.
او امیدوار بود که نمایشنامه پس از نمایشنامه خنده را به مخاطبان هدیه کند.
the director chose an afterpiece that was lighthearted and entertaining.
کارگردان نمایشنامه پس از نمایشنامه ای را انتخاب کرد که سبک و سرگرم کننده بود.
after the main performance, a talented comedian delivered a witty afterpiece.
پس از اجرای اصلی، یک کمدین با استعداد یک نمایشنامه پس از نمایشنامه باهوش ارائه داد.
the afterpiece provided a satisfying conclusion to the evening's entertainment.
نمایشنامه پس از نمایشنامه یک نتیجهگیری رضایتبخش برای سرگرمیهای شبانه ارائه داد.
the audience applauded enthusiastically for the clever afterpiece.
مخاطبان با تشویق فراوان برای نمایشنامه پس از نمایشنامه باهوش دست تکسیدند.
he was known for his ability to write engaging and memorable afterpieces.
او به توانایی خود در نوشتن نمایشنامه پس از نمایشنامه های جذاب و به یاد ماندنی معروف بود.
the afterpiece offered a lighthearted respite from the drama of the main play.
نمایشنامه پس از نمایشنامه یک استراحت سبک و سرگرم کننده از درام نمایشنامه اصلی ارائه داد.
the play's afterpiece was a humorous farce.
نمایشنامه پس از نمایشنامه یک سیرک خندهدار بود.
she wrote an amusing afterpiece for the theater group.
او یک نمایشنامه پس از نمایشنامه خندهدار برای گروه تئاتر نوشت.
the concert's afterpiece was a stirring rendition of beethoven's 9th.
نمایشنامه پس از کنسرت یک اجرای پرشور از نهم بتهوون بود.
he hoped the afterpiece would bring laughter to the audience.
او امیدوار بود که نمایشنامه پس از نمایشنامه خنده را به مخاطبان هدیه کند.
the director chose an afterpiece that was lighthearted and entertaining.
کارگردان نمایشنامه پس از نمایشنامه ای را انتخاب کرد که سبک و سرگرم کننده بود.
after the main performance, a talented comedian delivered a witty afterpiece.
پس از اجرای اصلی، یک کمدین با استعداد یک نمایشنامه پس از نمایشنامه باهوش ارائه داد.
the afterpiece provided a satisfying conclusion to the evening's entertainment.
نمایشنامه پس از نمایشنامه یک نتیجهگیری رضایتبخش برای سرگرمیهای شبانه ارائه داد.
the audience applauded enthusiastically for the clever afterpiece.
مخاطبان با تشویق فراوان برای نمایشنامه پس از نمایشنامه باهوش دست تکسیدند.
he was known for his ability to write engaging and memorable afterpieces.
او به توانایی خود در نوشتن نمایشنامه پس از نمایشنامه های جذاب و به یاد ماندنی معروف بود.
the afterpiece offered a lighthearted respite from the drama of the main play.
نمایشنامه پس از نمایشنامه یک استراحت سبک و سرگرم کننده از درام نمایشنامه اصلی ارائه داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید