agaric

[ایالات متحده]/ˈæɡərɪk/
[بریتانیا]/əˈɡɑːrɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی قارچ؛ یک جنس از قارچ‌ها.
Word Forms
جمعagarics

عبارات و ترکیب‌ها

agaric mushroom

قارچ آگاریک

study of agarics

مطالعه قارچ‌های آگاریک

agaric taxonomy

طبقه بندی قارچ‌های آگاریک

identify agarics

تشخیص قارچ‌های آگاریک

agaric cultivation

کشت قارچ‌های آگاریک

poisonous agarics

قارچ‌های آگاریک سمی

edible agarics

قارچ‌های آگاریک خوراکی

agaric folklore

فولکلور قارچ‌های آگاریک

agaric research

تحقیقات قارچ‌های آگاریک

agaric diversity

تنوع قارچ‌های آگاریک

جملات نمونه

the mushroom is an agaric.

قارچ یک آگاریک است.

agarics are a diverse group of fungi.

آگاریک‌ها یک گروه متنوع از قارچ‌ها هستند.

some agarics are edible, while others are poisonous.

برخی از آگاریک‌ها قابل خوردن هستند، در حالی که برخی دیگر سمی هستند.

the scientist studied the structure of agaric spores.

دانشمند ساختار هاجمی قارچ را مطالعه کرد.

agarics play a vital role in forest ecosystems.

آگاریک‌ها نقش حیوی در اکوسیستم‌های جنگلی ایفا می‌کنند.

he used a microscope to examine the agaric's gills.

او از یک میکروسکوپ برای بررسی غارهای قارچ استفاده کرد.

the agaric cap was bright red with white spots.

کلاه قارچ قرمز روشن با لکه‌های سفید بود.

she collected various types of agarics for her research.

او انواع مختلف قارچ را برای تحقیقات خود جمع آوری کرد.

the agaric's stalk was long and slender.

ساقه قارچ بلند و باریک بود.

agarics can be found in a variety of habitats.

می‌توان قارچ را در انواع مختلف زیستگاه یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید