| جمع | agarics |
agaric mushroom
قارچ آگاریک
study of agarics
مطالعه قارچهای آگاریک
agaric taxonomy
طبقه بندی قارچهای آگاریک
identify agarics
تشخیص قارچهای آگاریک
agaric cultivation
کشت قارچهای آگاریک
poisonous agarics
قارچهای آگاریک سمی
edible agarics
قارچهای آگاریک خوراکی
agaric folklore
فولکلور قارچهای آگاریک
agaric research
تحقیقات قارچهای آگاریک
agaric diversity
تنوع قارچهای آگاریک
the mushroom is an agaric.
قارچ یک آگاریک است.
agarics are a diverse group of fungi.
آگاریکها یک گروه متنوع از قارچها هستند.
some agarics are edible, while others are poisonous.
برخی از آگاریکها قابل خوردن هستند، در حالی که برخی دیگر سمی هستند.
the scientist studied the structure of agaric spores.
دانشمند ساختار هاجمی قارچ را مطالعه کرد.
agarics play a vital role in forest ecosystems.
آگاریکها نقش حیوی در اکوسیستمهای جنگلی ایفا میکنند.
he used a microscope to examine the agaric's gills.
او از یک میکروسکوپ برای بررسی غارهای قارچ استفاده کرد.
the agaric cap was bright red with white spots.
کلاه قارچ قرمز روشن با لکههای سفید بود.
she collected various types of agarics for her research.
او انواع مختلف قارچ را برای تحقیقات خود جمع آوری کرد.
the agaric's stalk was long and slender.
ساقه قارچ بلند و باریک بود.
agarics can be found in a variety of habitats.
میتوان قارچ را در انواع مختلف زیستگاه یافت.
agaric mushroom
قارچ آگاریک
study of agarics
مطالعه قارچهای آگاریک
agaric taxonomy
طبقه بندی قارچهای آگاریک
identify agarics
تشخیص قارچهای آگاریک
agaric cultivation
کشت قارچهای آگاریک
poisonous agarics
قارچهای آگاریک سمی
edible agarics
قارچهای آگاریک خوراکی
agaric folklore
فولکلور قارچهای آگاریک
agaric research
تحقیقات قارچهای آگاریک
agaric diversity
تنوع قارچهای آگاریک
the mushroom is an agaric.
قارچ یک آگاریک است.
agarics are a diverse group of fungi.
آگاریکها یک گروه متنوع از قارچها هستند.
some agarics are edible, while others are poisonous.
برخی از آگاریکها قابل خوردن هستند، در حالی که برخی دیگر سمی هستند.
the scientist studied the structure of agaric spores.
دانشمند ساختار هاجمی قارچ را مطالعه کرد.
agarics play a vital role in forest ecosystems.
آگاریکها نقش حیوی در اکوسیستمهای جنگلی ایفا میکنند.
he used a microscope to examine the agaric's gills.
او از یک میکروسکوپ برای بررسی غارهای قارچ استفاده کرد.
the agaric cap was bright red with white spots.
کلاه قارچ قرمز روشن با لکههای سفید بود.
she collected various types of agarics for her research.
او انواع مختلف قارچ را برای تحقیقات خود جمع آوری کرد.
the agaric's stalk was long and slender.
ساقه قارچ بلند و باریک بود.
agarics can be found in a variety of habitats.
میتوان قارچ را در انواع مختلف زیستگاه یافت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید