has gills
دارند آبشش
fish gills
آبشش ماهی
gills open
باز شدن آبشش
gills close
بستن آبشش
large gills
آبششهای بزرگ
small gills
آبششهای کوچک
gills flutter
لرزش آبشش
protecting gills
محافظت از آبشش
examined gills
بررسی آبشش
visible gills
آبششهای قابل مشاهده
the fish used its gills to extract oxygen from the water.
ماهی از آبریشم خود برای استخراج اکسیژن از آب استفاده کرد.
divers need to protect their gills from saltwater exposure.
غواصان باید از غشاهای خود در برابر قرار گرفتن در معرض آب شور محافظت کنند.
the scientist studied the structure of fish gills under a microscope.
دانشمند ساختار آبشش ماهی را در زیر میکروسکوپ مطالعه کرد.
some amphibians also have gills during their larval stage.
برخی از دوزیستان نیز در مرحله لاروی خود آبشش دارند.
the gills of a shark are highly efficient at extracting oxygen.
آبشش های کوسه در استخراج اکسیژن بسیار کارآمد هستند.
damage to the gills can be fatal to aquatic animals.
آسیب به آبشش ها می تواند برای حیوانات آبزی کشنده باشد.
we observed the movement of water across the fish's gills.
ما حرکت آب را در سراسر آبشش های ماهی مشاهده کردیم.
the polluted water irritated the fish's delicate gills.
آب آلوده آبشش های ظریف ماهی را تحریک کرد.
the gills are a vital organ for aquatic respiration.
آبشش ها یک اندام حیاتی برای تنفس آبزیان هستند.
the gills of a mudskipper allow it to breathe air as well.
آبشش های یک ماهیچه به آن اجازه می دهد تا علاوه بر این هوا را نیز تنفس کند.
the fish's gills flared as it swam against the current.
همانطور که ماهی در برابر جریان شنا می کرد، آبشش های ماهی باز شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید