| جمع | agios |
accepting agio
پذیرش حق العمل
charging an agio
دریافت حق العمل
agio discount
تخفیف حق العمل
agio markup
افزایش حق العمل
payment agio
حق العمل پرداخت
agio for goods
حق العمل برای کالاها
the bank offered an agio on foreign currency exchange.
بانک یک حق بیمه برای مبادله ارز خارجی ارائه داد.
investors often buy stocks at a premium, or agio, over their face value.
سرمایه گذاران اغلب سهام را با قیمت بالاتر از ارزش اسمی یا حق بیمه می خرند.
the antique dealer charged an agio for rare and valuable items.
معاملهگر عتیقه برای اقلام کمیاب و با ارزش حق بیمهای دریافت کرد.
he was able to secure a favorable agio on his loan.
او توانست یک حق بیمه مناسب برای وام خود به دست آورد.
the market value of the company's stock exceeded its face value by a significant agio.
ارزش بازار سهام شرکت از ارزش اسمی آن به میزان قابل توجهی بیشتر بود.
the agio on gold has been fluctuating in recent months.
حق بیمه طلا در ماه های اخیر نوسان داشته است.
it's important to consider the agio when evaluating a potential investment.
هنگام ارزیابی یک سرمایه گذاری بالقوه، در نظر گرفتن حق بیمه مهم است.
the seller was willing to accept a lower agio for a quick sale.
فروشنده حاضر بود برای فروش سریع حق بیمه کمتری بپذیرد.
the agio on rare books can be quite substantial.
حق بیمه کتاب های کمیاب می تواند بسیار قابل توجه باشد.
the bank's agio policy is designed to encourage foreign investment.
سیاست حق بیمه بانک برای تشویق سرمایه گذاری خارجی طراحی شده است.
accepting agio
پذیرش حق العمل
charging an agio
دریافت حق العمل
agio discount
تخفیف حق العمل
agio markup
افزایش حق العمل
payment agio
حق العمل پرداخت
agio for goods
حق العمل برای کالاها
the bank offered an agio on foreign currency exchange.
بانک یک حق بیمه برای مبادله ارز خارجی ارائه داد.
investors often buy stocks at a premium, or agio, over their face value.
سرمایه گذاران اغلب سهام را با قیمت بالاتر از ارزش اسمی یا حق بیمه می خرند.
the antique dealer charged an agio for rare and valuable items.
معاملهگر عتیقه برای اقلام کمیاب و با ارزش حق بیمهای دریافت کرد.
he was able to secure a favorable agio on his loan.
او توانست یک حق بیمه مناسب برای وام خود به دست آورد.
the market value of the company's stock exceeded its face value by a significant agio.
ارزش بازار سهام شرکت از ارزش اسمی آن به میزان قابل توجهی بیشتر بود.
the agio on gold has been fluctuating in recent months.
حق بیمه طلا در ماه های اخیر نوسان داشته است.
it's important to consider the agio when evaluating a potential investment.
هنگام ارزیابی یک سرمایه گذاری بالقوه، در نظر گرفتن حق بیمه مهم است.
the seller was willing to accept a lower agio for a quick sale.
فروشنده حاضر بود برای فروش سریع حق بیمه کمتری بپذیرد.
the agio on rare books can be quite substantial.
حق بیمه کتاب های کمیاب می تواند بسیار قابل توجه باشد.
the bank's agio policy is designed to encourage foreign investment.
سیاست حق بیمه بانک برای تشویق سرمایه گذاری خارجی طراحی شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید