agromanias

[ایالات متحده]/əˈɡroʊmənɪəs/
[بریتانیا]/əˈɡroʊmənɪəs/

ترجمه

n. یک وضعیت ذهنی که با پیش‌مشغولی وسواسی به طبیعت و تنهایی مشخص می‌شود، گاهی به عنوان یک علامت از اسکیزوفرنی

جملات نمونه

the farmer's agromanias led him to experiment with unusual crops.

عشق او به کشاورزی باعث شد تا با محصولات غیرمعمول آزمایش کند.

his agromanias were evident in the meticulous care he gave his garden.

اشتیاق او به کشاورزی در مراقبت دقیق او از باغش آشکار بود.

she couldn't resist her agromanias, always buying new seeds and plants.

او نمی‌توانست در برابر عشق خود به کشاورزی مقاومت کند، همیشه بذر و گیاهان جدید می‌خرید.

his agromanias were more than just a hobby; they were a way of life.

عشق او به کشاورزی فقط یک سرگرمی نبود، بلکه یک راه زندگی بود.

despite his agromanias, he struggled to make a profit from his farm.

با وجود عشق او به کشاورزی، او برای کسب سود از مزرعه‌اش تلاش می‌کرد.

the community recognized his agromanias and supported his innovative farming practices.

جامعه عشق او به کشاورزی را تشخیص داد و از روش‌های نوین کشاورزی او حمایت کرد.

his agromanias were passed down through generations, shaping the family's legacy.

عشق او به کشاورزی از نسلی به نسل دیگر منتقل شد و میراث خانوادگی را شکل داد.

her agromanias inspired her to write a book about sustainable gardening.

اشتیاق او به کشاورزی الهام بخش او شد تا کتابی در مورد باغبانی پایدار بنویسد.

he found solace and fulfillment in his agromanias, away from the hustle of city life.

او آرامش و رضایت را در عشق خود به کشاورزی یافت، دور از هیاهوی زندگی شهری.

his agromanias were a constant source of wonder and discovery for him.

عشق او به کشاورزی منبعی دائمی از شگفتی و کشف برای او بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید