aiming

[ایالات متحده]/eɪmɪŋ/
[بریتانیا]/aymɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل نشانه‌گیری یا هدایت چیزی به سمت هدف؛ داشتن به عنوان هدف یا نیت.

عبارات و ترکیب‌ها

aiming for success

در تلاش برای موفقیت

aiming to improve

در تلاش برای بهبود

aiming high

هدف گذاری بالا

جملات نمونه

they are aiming for a higher score next time.

آنها هدف خود را کسب امتیاز بالاتر در بار بعدی قرار داده‌اند.

the company is aiming to expand its market share.

شرکت قصد دارد سهم بازار خود را گسترش دهد.

he's aiming at the target with his rifle.

او با تفنگ خود به سمت هدف نشانه می‌گیرد.

she is aiming to become a doctor when she grows up.

او قصد دارد وقتی بزرگ شد پزشک شود.

the team is aiming for the championship title.

تیم برای کسب عنوان قهرمانی هدف گذاری کرده است.

they are aiming to finish the project by next week.

آنها قصد دارند پروژه را تا هفته آینده به پایان برسانند.

the artist was aiming for a realistic portrayal.

هنرمند به دنبال یک تصویرسازی واقع‌گرایانه بود.

he is aiming high in his career aspirations.

او در آرزوهای شغلی خود بلندپروازانه عمل می‌کند.

the politician was aiming to win over undecided voters.

سیاستمدان قصد داشت رای‌دهندگان مردد را به خود جذب کند.

she is aiming for a promotion within the next year.

او قصد دارد در سال آینده ترفیع بگیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید