aircraftsmen

[ایالات متحده]/ˈeəkrɑːftsmən/
[بریتانیا]/ˈɛrˌkræftsmən/

ترجمه

n. یک عضو نیروی هوایی، به ویژه یک سرباز جدید.

عبارات و ترکیب‌ها

aircraftsman training

آموزش سرباز هواپیما

skilled aircraftsman

سرباز هواپیما ماهر

aircraftsman's manual

راهنمای سرباز هواپیما

experienced aircraftsman

سرباز هواپیما با تجربه

aircraftsman's duties

وظایف سرباز هواپیما

becoming an aircraftsman

تبدیل شدن به یک سرباز هواپیما

aircraftsman's uniform

نظام سربازی سرباز هواپیما

elite aircraftsman

سرباز هواپیما نخبه

aircraftsman assessment

ارزیابی سرباز هواپیما

جملات نمونه

the aircraftsman was responsible for maintaining the aircraft.

خلبان مسئول حفظ و نگهداری هواپیما بود.

he served as an aircraftsman in the air force.

او به عنوان یک خلبان در نیروی هوایی خدمت کرد.

the aircraftsman received specialized training for his role.

خلبان برای ایفای نقش خود آموزش های تخصصی دریافت کرد.

aircraftsmen play a vital role in ensuring flight safety.

خلبانان نقش حیاتی در تضمین ایمنی پرواز ایفا می کنند.

his career as an aircraftsman spanned over two decades.

مسیر شغلی او به عنوان یک خلبان بیش از دو دهه طول کشید.

the young aircraftsman was eager to learn new skills.

خلبان جوان مشتاق به یادگیری مهارت های جدید بود.

aircraftsmen often work long and irregular hours.

خلبانان اغلب ساعت های طولانی و نامنظم کار می کنند.

the aircraftsman meticulously inspected the engine before takeoff.

خلبان قبل از برخاستن موتور را به دقت بررسی کرد.

aircraftsmen are highly skilled and dedicated professionals.

خلبانان متخصصان بسیار ماهر و متعهد هستند.

he earned the respect of his fellow aircraftsmen through his hard work.

او با تلاش خود احترام خلبانان دیگر را به دست آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید