airmailing

[ایالات متحده]/ˈɛrˌmeɪlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɛərˌmeɪlɪŋ/

ترجمه

n. عمل ارسال یا حمل چیزی از طریق پست هوایی
v. ارسال چیزی از طریق پست هوایی؛ حمل چیزی از طریق پست هوایی؛ (slang) پرتاب یا انداختن چیزی؛ ارسال چیزی به سرعت و به طور غیررسمی

عبارات و ترکیب‌ها

airmailing something

ارسال هوایی چیزی

airmail package

بسته پستی هوایی

airmailing documents

ارسال اسناد از طریق پست هوایی

airmail costs

هزینه های پست هوایی

faster than airmailing

سریعتر از ارسال هوایی

advantages of airmailing

مزایای ارسال هوایی

airmailing limitations

محدودیت های ارسال هوایی

جملات نمونه

the company uses airmailing for urgent deliveries.

شرکت از طریق ارسال هوایی برای تحویل‌های فوری استفاده می‌کند.

we're having the documents airmailed to you.

ما در حال ارسال اسناد از طریق پست هوایی به شما هستیم.

airmailing is a fast way to send important items.

ارسال هوایی یک راه سریع برای ارسال اقلام مهم است.

the airmailed package arrived sooner than expected.

بسته ارسالی هوایی زودتر از حد انتظار رسید.

airmailing can be expensive, but it's worth it for time-sensitive items.

ارسال هوایی می‌تواند گران باشد، اما برای اقلام زمان‌بندی مهم ارزش دارد.

the company offers airmailing as an option for its customers.

شرکت ارسال هوایی را به عنوان یک گزینه برای مشتریان خود ارائه می‌دهد.

airmailing is often used for international shipments.

ارسال هوایی اغلب برای حمل و نقل بین‌المللی استفاده می‌شود.

they had to airmail the samples to the conference on time.

آنها مجبور شدند نمونه‌ها را به موقع به کنفرانس ارسال هوایی کنند.

the artist used airmailing to send her work to galleries worldwide.

هنرمند از ارسال هوایی برای ارسال آثار خود به گالری‌های سراسر جهان استفاده کرد.

airmailing is a reliable way to ensure quick delivery.

ارسال هوایی یک راه مطمئن برای اطمینان از تحویل سریع است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید