aliquots

[ایالات متحده]/'ælɪkwɒt/
[بریتانیا]/'ælɪkwɑt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل تقسیم به صورت یکنواخت
n. مقداری که می‌توان به صورت یکنواخت تقسیم کرد

عبارات و ترکیب‌ها

aliquot sample

نمونه الحساب

جملات نمونه

4 is an aliquot part of 12.

4 بخش الحاقي از 12 است.

The scientist divided the sample into several aliquots for testing.

دانشمند نمونه را به چندین الحاقه برای آزمایش تقسیم کرد.

It is important to carefully label each aliquot to avoid confusion.

برچسب زدن دقیق به هر الحاقه برای جلوگیری از سردرگمی مهم است.

The technician prepared an aliquot of the solution for further analysis.

تکنسین یک الحقه از محلول را برای تجزیه و تحلیل بیشتر آماده کرد.

Please aliquot the medication into smaller doses for easier administration.

لطفاً داروها را به دوزهای کوچکتر برای مصرف آسان الحاق کنید.

The aliquot was stored in a labeled vial for future use.

الحقه در یک ویال برچسب‌دار برای استفاده‌های آینده نگهداری شد.

The researcher aliquoted the blood samples into tubes for storage.

محقق نمونه‌های خون را برای نگهداری در لوله‌ها الحاق کرد.

The pharmacist carefully aliquoted the liquid medication for accurate dosing.

داروساز به دقت داروی مایع را برای دوز دقیق الحاق کرد.

The lab assistant aliquoted the reagents into small containers for convenience.

کارشناس آزمایشگاه مواد شیمیایی را برای راحتی در ظروف کوچک الحاق کرد.

Each aliquot must be handled with care to prevent contamination.

هر الحقه باید با مراقبت کنترل شود تا از آلودگی جلوگیری شود.

The technician aliquoted the sample into separate tubes for different experiments.

تکنسین نمونه را برای آزمایش‌های مختلف در لوله‌های جداگانه الحاق کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید