alkalinity

[ایالات متحده]/ˌælkə'linəti/
[بریتانیا]/ˌælkəˈlɪnɪti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. درجه‌ای که یک محلول حاوی مواد قلیایی است، که غلظت مواد قلیایی در محلول را نشان می‌دهد.

عبارات و ترکیب‌ها

high alkalinity

الکالی بالا

low alkalinity

الکالی پایین

measuring alkalinity

اندازه گیری قلیائیت

alkalinity level

سطح قلیائیت

total alkalinity

قلیائیت کل

جملات نمونه

The alkalinity of the soil affects the growth of certain plants.

قلیائیت خاک بر رشد برخی گیاهان تأثیر می‌گذارد.

Alkalinity levels in water can impact aquatic life.

سطح قلیائیت در آب می‌تواند بر حیات آبزیان تأثیر بگذارد.

Testing the alkalinity of a solution is important in chemistry.

آزمایش قلیائیت یک محلول در شیمی مهم است.

Alkalinity can be neutralized with acidic substances.

می‌توان قلیائیت را با مواد اسیدی خنثی کرد.

The alkalinity of the swimming pool must be maintained at a certain level.

قلیائیت استخر باید در سطح مشخصی حفظ شود.

Alkalinity is a key factor in determining water quality.

قلیائیت یک عامل کلیدی در تعیین کیفیت آب است.

The alkalinity of the ocean plays a role in regulating the Earth's climate.

قلیائیت اقیانوس در تنظیم آب و هوای زمین نقش دارد.

Alkalinity is often measured using pH levels.

اغلب قلیائیت با استفاده از سطح pH اندازه‌گیری می‌شود.

High alkalinity can lead to corrosion in certain materials.

قلیائیت بالا می‌تواند منجر به خوردگی در مواد خاص شود.

Alkalinity can impact the effectiveness of certain cleaning products.

قلیائیت می‌تواند بر اثربخشی برخی از محصولات شوینده تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید