alleviant

[ایالات متحده]/əˈliːv.i.ənt/
[بریتانیا]/əˈlɛv.i.ənt/

ترجمه

n. ماده یا درمانی که شدت یک وضعیت را کاهش می‌دهد.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

alleviant factor

عامل تسکین دهنده

an alleviant measure

یک اقدام تسکین دهنده

alleviant therapy

درمان تسکین دهنده

implement alleviant strategies

اجرای راهبردهای تسکین دهنده

identify potential alleviants

شناسایی عوامل تسکین دهنده بالقوه

جملات نمونه

the new medication proved to be an effective alleviant for her pain.

داروی جدید به عنوان یک تسکین‌دهنده مؤثر برای درد او ثابت شد.

stress management techniques can act as alleviants for anxiety.

تکنیک‌های مدیریت استرس می‌توانند به عنوان تسکین‌دهنده اضطراب عمل کنند.

a warm bath can serve as an alleviant for muscle soreness.

حمام گرم می‌تواند به عنوان تسکین‌دهنده درد عضلانی عمل کند.

listening to calming music can be an alleviant for restless nights.

گوش دادن به موسیقی آرامش‌بخش می‌تواند به عنوان تسکین‌دهنده شب‌های بی‌خوابی عمل کند.

exercise is a known alleviant for both physical and mental health issues.

ورزش یک تسکین‌دهنده شناخته شده برای مشکلات جسمی و روانی است.

spending time in nature can act as an alleviant for the pressures of modern life.

وقت گذراندن در طبیعت می‌تواند به عنوان تسکین‌دهنده فشارهای زندگی مدرن عمل کند.

her warm smile served as an alleviant for his worried expression.

لبخند گرم او به عنوان تسکین‌دهنده چهره نگرانش عمل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید