| جمع | almsgivers |
an anonymous almsgiver
یک نیکوکار ناشناس
a generous almsgiver
یک نیکوکار سخاوتمند
the almsgiver's charity
خیر نیکوکار
the almsgiver's intention
قصد نیکوکار
a charitable almsgiver
یک نیکوکار خیرخواه
the almsgiver's bounty
بخشش نیکوکار
a regular almsgiver
یک نیکوکار منظم
the generous almsgiver donated generously to the charity.
بخشنده سخاوتمند به طور سخاوتمندانه به خیریه کمک کرد.
she was known as a selfless almsgiver in the community.
او به عنوان یک نیکوکار بیمنت در جامعه شناخته میشد.
the almsgiver's kindness touched the hearts of many.
مهربانی نیکوکار دلهای بسیاری را تسخیر کرد.
he became an almsgiver after inheriting a large fortune.
او پس از به ارث بردن ثروت زیادی به نیکوکار تبدیل شد.
the almsgiver's actions inspired others to give back.
اقدامات نیکوکار الهام بخش دیگران برای بازپرداخت بود.
religious figures often act as intermediaries for almsgivers and the needy.
اشخاص مذهبی اغلب به عنوان واسطه بین نیکوکاران و نیازمندان عمل میکنند.
the almsgiver's wealth was used to build schools and hospitals.
ثروت نیکوکار برای ساخت مدارس و بیمارستانها استفاده شد.
she felt a deep sense of satisfaction as an almsgiver.
او به عنوان نیکوکار احساس رضایت عمیقی کرد.
the almsgiver's anonymity was respected by all who benefited from their generosity.
بینامی نیکوکار توسط همه کسانی که از سخاوت آنها بهرهمند بودند، مورد احترام بود.
an anonymous almsgiver
یک نیکوکار ناشناس
a generous almsgiver
یک نیکوکار سخاوتمند
the almsgiver's charity
خیر نیکوکار
the almsgiver's intention
قصد نیکوکار
a charitable almsgiver
یک نیکوکار خیرخواه
the almsgiver's bounty
بخشش نیکوکار
a regular almsgiver
یک نیکوکار منظم
the generous almsgiver donated generously to the charity.
بخشنده سخاوتمند به طور سخاوتمندانه به خیریه کمک کرد.
she was known as a selfless almsgiver in the community.
او به عنوان یک نیکوکار بیمنت در جامعه شناخته میشد.
the almsgiver's kindness touched the hearts of many.
مهربانی نیکوکار دلهای بسیاری را تسخیر کرد.
he became an almsgiver after inheriting a large fortune.
او پس از به ارث بردن ثروت زیادی به نیکوکار تبدیل شد.
the almsgiver's actions inspired others to give back.
اقدامات نیکوکار الهام بخش دیگران برای بازپرداخت بود.
religious figures often act as intermediaries for almsgivers and the needy.
اشخاص مذهبی اغلب به عنوان واسطه بین نیکوکاران و نیازمندان عمل میکنند.
the almsgiver's wealth was used to build schools and hospitals.
ثروت نیکوکار برای ساخت مدارس و بیمارستانها استفاده شد.
she felt a deep sense of satisfaction as an almsgiver.
او به عنوان نیکوکار احساس رضایت عمیقی کرد.
the almsgiver's anonymity was respected by all who benefited from their generosity.
بینامی نیکوکار توسط همه کسانی که از سخاوت آنها بهرهمند بودند، مورد احترام بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید