altercating

[ایالات متحده]/ˈæl.tə.keɪ.tɪŋ/
[بریتانیا]/ˌæl.t̬ɚ.ˈkeɪ.tɪŋ/

ترجمه

v. با کسی به طور کلامی بحث یا مشاجره کردن

عبارات و ترکیب‌ها

altercating loudly

بحث کردن با صدای بلند

end up altercating

در نهایت بحث کردن

جملات نمونه

the two siblings were always altercating over toys.

دو خواهر و برادر همیشه بر سر اسباب‌بازی‌ها با هم جر و بحث می‌کردند.

altercating in public is considered rude.

بحث کردن در حضور دیگران بی‌ادبانه تلقی می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید