aluminous

[ایالات متحده]/ælˈmɪnəs/
[بریتانیا]/ælˈmɪnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. حاوی آلوم یا آلومینیوم؛ شبیه آلوم از نظر رنگ یا خواص؛ ساخته شده از سنگ معدن آلومینیوم

عبارات و ترکیب‌ها

aluminous coating

پوشش آلومینیومی

aluminous powder

پودر آلومینیومی

aluminous material

مواد آلومینیومی

an aluminous surface

یک سطح آلومینیومی

aluminous window frame

قاب پنجره آلومینیومی

aluminous paint finish

پوشش رنگ آلومینیومی

جملات نمونه

the window frame was made of aluminous material.

قاب پنجره از مواد آلومینیومی ساخته شده بود.

he used aluminous paint to coat the metal.

او از رنگ آلومینیومی برای پوشش فلز استفاده کرد.

the sculpture was cast in aluminous bronze.

مجسمه با استفاده از برنز آلومینیومی ریخته گری شد.

aluminous alloys are lightweight and strong.

آلیاژهای آلومینیومی سبک وزن و قوی هستند.

the building's exterior featured aluminous panels.

نمای بیرونی ساختمان دارای پنل های آلومینیومی بود.

aluminous oxide is used in various industrial applications.

آلومینیوم اکسید در کاربردهای صنعتی مختلف استفاده می شود.

the aluminous surface reflected the sunlight brightly.

سطح آلومینیومی نور خورشید را به شدت منعکس می کرد.

they used aluminous foil to wrap the food.

آنها از فویل آلومینیومی برای بسته‌بندی غذا استفاده کردند.

aluminous products are becoming increasingly popular due to their versatility.

محصولات آلومینیومی به دلیل تطبیق پذیری آنها به طور فزاینده ای محبوب می شوند.

the aluminous coating protected the metal from corrosion.

پوشش آلومینیومی از خوردگی فلز محافظت می کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید