ambage

[ایالات متحده]/ˈæmbɪdʒ/
[بریتانیا]/ăm-bidzh/

ترجمه

n.زبان مبهم; بیان غیرمستقیم یا دور از ذهن
Word Forms
جمعambages

عبارات و ترکیب‌ها

avoid the ambage

اجتناب از ابهام

no ambage necessary

وجود ابهام لازم نیست

جملات نمونه

ambage is often used in diplomatic negotiations.

واژه‌ی مبهم اغلب در مذاکرات دیپلماتیک استفاده می‌شود.

he resorted to ambage when asked about his plans for the future.

او برای پاسخ به سوالاتی درباره برنامه‌های آینده‌اش به استفاده از واژه‌ی مبهم متوسل شد.

her answer was full of ambage, leaving me confused.

پاسخ او پر از واژه‌ی مبهم بود و مرا گیج کرد.

ambage can be a useful tool for navigating sensitive conversations.

واژه‌ی مبهم می‌تواند ابزاری مفید برای مدیریت مکالمات حساس باشد.

the politician used ambage to avoid directly answering the question.

سیاستمدار از واژه‌ی مبهم برای اجتناب از پاسخ مستقیم به سوال استفاده کرد.

his words were full of ambage, making it difficult to understand his true intentions.

کلمات او پر از واژه‌ی مبهم بود و درک نیات واقعی‌اش را دشوار می‌کرد.

ambage can sometimes be a form of deception.

واژه‌ی مبهم گاهی اوقات می‌تواند نوعی فریب باشد.

she used ambage to express her disapproval without being direct.

او از واژه‌ی مبهم برای ابراز نارضایتی خود بدون اینکه مستقیم باشد استفاده کرد.

ambage can be a subtle way of communicating your feelings.

واژه‌ی مبهم می‌تواند راهی ظریف برای بیان احساسات شما باشد.

he was skilled at using ambage to his advantage in negotiations.

او در استفاده از واژه‌ی مبهم به نفع خود در مذاکرات مهارت داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید