amboes

[ایالات متحده]/ˈæmboʊz/
[بریتانیا]/ˈæmˌboʊz/

ترجمه

n. یک میز مطالعه یا منبر که در کلیساهای اولیه استفاده می‌شد.

عبارات و ترکیب‌ها

the ambo's position

موقعیت جایگاه سخنران

جملات نمونه

the ancient city boasts impressive amboes of roman architecture.

شهر باستانی به داشتن فوژه‌های چشمگیر معماری رومی مشهور است.

the museum displayed a collection of antique amboes from various civilizations.

موزه مجموعه‌ای از فوژه‌های باستانی از تمدن‌های مختلف را به نمایش گذاشت.

the artist's amboes were known for their intricate details and expressive forms.

فوژه‌های هنرمند به خاطر جزئیات پیچیده و فرم‌های بیانگرشان مشهور بودند.

he studied the amboes in detail, trying to understand the sculptor's intentions.

او فوژه‌ها را با جزئیات مطالعه کرد و سعی کرد منظور هنرمند را بفهمد.

the park featured a variety of amboes, from classical statues to modern abstract pieces.

پارک دارای انواع مختلفی از فوژه‌ها بود، از مجسمه‌های کلاسیک تا آثار انتزاعی مدرن.

the sculptor's latest amboes were met with critical acclaim and widespread popularity.

آخرین فوژه‌های مجسمه‌ساز با تحسین منتقدان و محبوبیت گسترده مورد استقبال قرار گرفتند.

he admired the amboes in the courtyard, imagining the stories they could tell.

او به فوژه‌های حیاط خیره شد و تصور کرد چه داستان‌هایی می‌توانند تعریف کنند.

the museum's collection of amboes was a testament to human creativity and artistic expression.

مجموعه فوژه‌های موزه گوازی بر خلاقیت و بیان هنری انسان بود.

she felt a sense of awe when she gazed upon the majestic amboes in the ancient temple.

وقتی به فوژه‌های باشکوه در معبد باستانی خیره شد، احساس حیرت کرد.

the city's public spaces were adorned with beautiful amboes, adding to its cultural charm.

فضاهای عمومی شهر با فوژه‌های زیبا تزئین شده بودند که به جذابیت فرهنگی آن افزود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید