ambrosias

[ایالات متحده]/æmˈbroʊsiəs/
[بریتانیا]/amˈbroʊsiəs/

ترجمه

n. غذایی که به طرز استثنایی خوشمزه است؛ غذایی از خدایان.

عبارات و ترکیب‌ها

ambrosia and nectar

آب‌نبات و شربت

ambrosia in disguise

آب‌نبات در پوشش

to taste ambrosia

برای چشیدن آب‌نبات

جملات نمونه

the ambrosia tasted like honey and fruit.

طعم آمبروسیا مانند عسل و میوه بود.

she believed the nectar was ambrosia from the gods.

او معتقد بود که نِکْتار آمبروسیا از طرف خدایان است.

the dessert smelled like ambrosia, making my mouth water.

بوی دسر مانند آمبروسیا بود که باعث آب شدن دهانم شد.

he offered her a taste of the ambrosia he had prepared.

او به او طعمی از آمبروسیا که آماده کرده بود پیشنهاد داد.

the chef used ambrosia to flavor the cake, giving it an otherworldly taste.

آشپز از آمبروسیا برای طعم دادن به کیک استفاده کرد و به آن طعمی غیرزمینی بخشید.

legend says ambrosia grants immortality to those who consume it.

افسانه می‌گوید آمبروسیا جاودانگی را به کسانی که آن را مصرف می‌کنند، می‌دهد.

the aroma of the ambrosia filled the entire room, enchanting everyone present.

عطر آمبروسیا کل اتاق را پر کرد و هر کسی را که آنجا حضور داشت مسحور کرد.

he searched for centuries for the secret recipe to make ambrosia.

او برای قرن‌ها به دنبال دستور پنهان تهیه آمبروسیا بود.

the mythical ambrosia was said to be a gift from the heavens.

گفته می‌شد آمبروسیا افسانه‌ای هدیه‌ای از بهشت است.

she longed for a taste of ambrosia, its sweetness promised to be divine.

او مشتاق یک لقمه آمبروسیا بود، شیرینی آن وعده داده شده بود که الهی باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید