ambulante

[ایالات متحده]/æmˈbuːlɑːnt/
[بریتانیا]/am-byoo-luhnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. میزی متحرک که در فرانسه قرن 18 استفاده می‌شد و اغلب برای سرو چای به کار می‌رفت.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

ambulante vendor

فروشنده دوره گرد

ambulante food stall

غرفه غذای سیار

street ambulante

بازار سیار خیابانی

ambulante market

بازار سیار

ambulante musician

موسیقیدان دوره گرد

ambulante performer

هنرمند دوره گرد

an ambulante sale

فروش سیار

جملات نمونه

the ambulante was selling flowers.

ワゴン فروش گل بود.

she set up an ambulante stall in the market.

او یک غرفهワゴン در بازار راه انداخت.

he ran a successful ambulante business for many years.

او سال‌ها یک کسب و کارワゴン موفقیت‌آمیز راه‌اندازی کرد.

the ambulante offered a variety of goods.

ワゴン انواع کالاها را ارائه می‌داد.

the ambulante was bustling with activity.

ワゴン مملو از فعالیت بود.

they were searching for a good ambulante to buy souvenirs.

آنها به دنبال یکワゴン خوب برای خرید سوغاتی بودند.

the ambulante was parked on the street corner.

ワゴン در گوشه خیابان پارک شده بود.

he had to move his ambulante frequently due to regulations.

به دلیل مقررات، او بایدワゴン خود را به طور مکرر جابجا می‌کرد.

the ambulante was a popular spot for tourists.

ワゴン یک مکان محبوب برای گردشگران بود.

she decided to start her own ambulante business.

او تصمیم گرفت کسب و کارワゴン خود را راه اندازی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید