aminated

[ایالات متحده]/[ˈæmɪneɪtɪd]/
[بریتانیا]/[ˈæmɪneɪtɪd]/

ترجمه

adj. حاوی یا که با آمونیاک یا یک آمین درمان شده است.
v. (به صورت بازتابی) با آمونیاک یا یک آمین درمان کردن.

جملات نمونه

the animated film featured stunning visuals and a heartwarming story.

فیلم انیمیشن با تصاویر زیبایی و داستانی گرم و ملایم.

she created a beautifully animated explainer video for the product launch.

او یک فیلم توضیحی زیبا و انیمیشنی برای رونمایی محصول ساخت.

the children were captivated by the animated characters on the screen.

کودکان به کاراکترهای انیمیشنی روی صفحه جذب شدند.

he used animation software to bring his drawings to life.

او از نرم افزار انیمیشن برای زنده کردن نقاشی‌هایش استفاده کرد.

the animated sequence was seamlessly integrated into the live-action footage.

دنباله انیمیشن به طور کامل در کلیپ‌های واقعی ادغام شد.

the website included several animated infographics to illustrate the data.

وب سایت شامل چند نمودار انیمیشنی برای نمایش داده‌ها بود.

the game featured a fully animated world with dynamic environments.

بازی یک جهان کاملاً انیمیشنی با محیط‌های دینامیک داشت.

the artist specialized in creating 2d animated characters.

هنرمند در ساخت کاراکترهای انیمیشنی 2D تخصص دارد.

the presentation included an animated slide demonstrating the process.

ارائه شامل اسلاید انیمیشنی که فرآیند را نشان می‌داد.

the company hired a team to develop an animated marketing campaign.

شرکت یک تیم را استخدام کرد تا یک کمپین بازاریابی انیمیشنی توسعه دهد.

the stop-motion animated short film was a critical success.

فیلم کوتاه انیمیشنی حرکتی از نظر منتقدان موفق بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید