amity

[ایالات متحده]/ˈæməti/
[بریتانیا]/ˈæməti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دوستی; رابطه دوستانه; ارتباط دوستانه
Word Forms
جمعamities

جملات نمونه

We live in amity with our neighbours.

ما با همسایگان خود در صلح و دوستی زندگی می کنیم.

He lives in amity with his neighbours.

او با همسایگان خود در صلح و دوستی زندگی می کند.

It is most impressed him that the people are amity and the street are nattiness.

این موضوع بیشتر او را تحت تاثیر قرار داده است که مردم با صلح و دوستی هستند و خیابان ها مرتب هستند.

In the amity I speak of,they intermix and confound themselves one in the other,with so universal a commixture,that they weave out and can no more find the seam that has conjoined them together.

در صلح و دوستی که در مورد آن صحبت می کنم، آنها با یکدیگر مخلوط و گیج می شوند، با یک اختلاط جهانی به گونه ای که آنها بافته و دیگر نمی توانند درزی را که آنها را به هم متصل کرده است، پیدا کنند.

maintain amity between neighbors

حفظ صلح و دوستی بین همسایه ها

diplomatic amity between countries

صلح و دوستی دیپلماتیک بین کشورها

foster amity within the community

ترویج صلح و دوستی در داخل جامعه

cultivate amity among colleagues

پرورش صلح و دوستی بین همکاران

strive for amity in international relations

تلاش برای صلح و دوستی در روابط بین المللی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید