ammonify

[ایالات متحده]/ˈæmənɪfaɪ/
[بریتانیا]/əˈmɒnəˌfaɪ/

ترجمه

v. به چیزی آمونیاک اضافه کردن؛ چیزی را آمونیاکی کردن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردammonifies
صفت یا فعل حال استمراریammonifying
زمان گذشتهammonified
قسمت سوم فعلammonified

عبارات و ترکیب‌ها

ammonify the atmosphere

آمونیا کردن اتمسفر

ammonify their actions

اقدامات خود را آمونیا کنند

ammonify the audience

مخاطبان را آمونیا کنند

ammonify the situation

وضعیت را آمونیا کنند

ammonify their behavior

رفتار خود را آمونیا کنند

ammonify with consequences

آمونیا کردن با عواقب

جملات نمونه

the process of ammonifying organic waste is crucial for soil fertility.

فرآیند آمونیفیکیشن پسماند آلی برای حاصلخیزی خاک بسیار مهم است.

scientists are studying ways to ammonify nitrogen more efficiently.

دانشمندان در حال بررسی روش‌هایی برای آمونیفیکیشن نیتروژن به طور کارآمدتر هستند.

the bacteria in the soil help ammonify dead plant matter.

باکتری‌های موجود در خاک به آمونیفیکیشن مواد گیاهی مرده کمک می‌کنند.

this fertilizer helps ammonify the nutrients in the soil.

این کود به آمونیفیکیشن مواد مغذی موجود در خاک کمک می‌کند.

ammonifying waste is an important step in the recycling process.

آمونیفیکیشن پسماند یک گام مهم در فرآیند بازیافت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید