amnesic

[ایالات متحده]/æmˈnɛsɪk/
[بریتانیا]/am-NES-ik/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا مشخصه فراموشی؛ دارای از دست دادن حافظه.
Word Forms
جمعamnesics

عبارات و ترکیب‌ها

amnesic state

حالت فراموشی

amnesic symptoms

علائم فراموشی

amnesic episode

حلقه فراموشی

amnesic memory loss

از دست دادن حافظه به دلیل فراموشی

amnesic drug

داروی فراموشی‌زا

an amnesic patient

بیمار فراموشی

amnesic effect

اثر فراموشی

amnesic personality disorder

اختلال شخصیت فراموشی

جملات نمونه

the patient exhibited amnesic symptoms after the accident.

بیمار پس از حادثه علائم فراموشی از خود نشان داد.

amnesic states can be caused by various factors.

حالات فراموشی می‌توانند ناشی از عوامل مختلفی باشند.

the amnesic effect of the drug was temporary.

اثر فراموشی آورنده دارو موقتی بود.

researchers are studying new treatments for amnesic disorders.

محققان در حال بررسی درمان‌های جدید برای اختلالات فراموشی هستند.

he suffered from retrograde amnesia, an amnesic condition affecting past memories.

او دچار فراموشی معکوس شد، یک وضعیت فراموشی که بر خاطرات گذشته تأثیر می‌گذارد.

the amnesic patient struggled to recall even simple details.

بیمار فراموشی برای به یاد آوردن حتی جزئیات ساده تلاش می‌کرد.

doctors suspect an underlying medical condition may be causing the amnesic episodes.

پزشکان مشکوک هستند که یک بیماری زمینه‌ای ممکن است باعث حملات فراموشی شود.

the witness's testimony was unreliable due to his amnesic state.

شهادت شاهد به دلیل وضعیت فراموشی او قابل اعتماد نبود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید