amortisations

[ایالات متحده]/ˌæmɔːrtɪˈzeɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌæmərˌtaɪˈzeɪʃənz/

ترجمه

n. فرآیند پرداخت بدهی به صورت اقساط در طول زمان.؛ کاهش یا تضعیف تدریجی چیزی، مانند شوک یا لرزش.؛ پخش یا توزیع هزینه در طول زمان.

عبارات و ترکیب‌ها

amortisations schedule

جدول استهلاک

amortization and amortisations

استهلاک و استهلاکات

loan amortisation periods

دوره‌های استهلاک وام

calculate amortisations accurately

به طور دقیق استهلاک‌ها را محاسبه کنید

understand amortisation methods

روش‌های استهلاک را درک کنید

جملات نمونه

the loan repayments include amortisations over 25 years.

بازپرداخت وام شامل استهلاک‌ها در طول 25 سال است.

the new tax law impacts how businesses calculate amortisations.

قانون مالیات جدید بر نحوه محاسبه استهلاک‌ها توسط مشاغل تأثیر می‌گذارد.

consistent amortisation payments ensure the loan is paid off gradually.

پرداخت‌های استهلاک منظم تضمین می‌کند که وام به تدریج پرداخت شود.

understanding amortisation methods helps in financial planning.

درک روش‌های استهلاک به برنامه‌ریزی مالی کمک می‌کند.

the accountant presented a detailed report on the company's amortisations.

حسابدار گزارشی مفصل در مورد استهلاک‌های شرکت ارائه داد.

the impact of amortisation on a company's profitability should be considered.

تأثیر استهلاک بر سودآوری یک شرکت باید در نظر گرفته شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید