amortise

[ایالات متحده]/ə'mɔːtaɪz/

ترجمه

vt. قسط بازپرداخت؛
استهلاک اوراق قرضه؛
انتقال به مدیریت کلیسا
شکل‌های واژه
قسمت سوم فعلamortised
زمان گذشتهamortised
صفت یا فعل حال استمراریamortising
شکل سوم شخص مفردamortises

جملات نمونه

American firms used to be allowed to amortise goodwill over many years.

شرکت‌های آمریکایی سابقاً اجازه داشتند استهلاک حسن اعتبار را در طول سال‌های متعدد انجام دهند.

This might not matter to a sophisticated economist, who would amortise the battery cost over the life of the vehicle.

این موضوع ممکن است برای یک اقتصاددان با تجربه مهم نباشد، که هزینه باتری را در طول عمر خودرو استهلاک می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید