repay

[ایالات متحده]/rɪˈpeɪ/
[بریتانیا]/rɪˈpeɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. بازپرداخت کردن; پاداش دادن; تلافی کردن
vt. بازپرداخت کردن; پاداش دادن; تلافی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

repay a loan

بازپرداخت وام

repay a favor

بازپرداخت لطف

repay a debt

بازپرداخت بدهی

جملات نمونه

repay kindness with kindness.

اجابت لطف با لطف.

I will repay you tomorrow.

من فردا به شما پرداخت خواهم کرد.

We hope to repay your visit betimes.

امیدواریم بتوانیم زوداً از شما دیدار کنیم.

repay one's mortgage in monthly instalment

بازپرداخت وام مسکن در قسط ماهانه

a company that repays hard work with bonuses.

شرخی که سخت‌کوشی را با پاداش جبران می‌کند.

He didn’t have the wherewithal to repay the loan.

او توانایی بازپرداخت وام را نداشت.

I feel honor bound to repay the money I borrowed.

احساس می‌کنم که وظیفه دارم پولی که قرض گرفتم را بازپردازی کنم.

I must repay her for her kindness.

باید لطف او را جبران کنم.

The proceeds from the sale will be used to repay the loan.

درآمد حاصل از فروش برای بازپرداخت وام استفاده خواهد شد.

most of his fortune had been spent repaying creditors.

اکثر ثروت او صرف بازپرداخت طلبکاران شده بود.

these sites would repay more detailed investigation.

این سایت‌ها ارزش بررسی بیشتر را دارند.

I am obligated to repay the loan. See also Synonyms at strength

من موظف به بازپرداخت وام هستم. همچنین به مترادف‌ها در قسمت قدرت نگاه کنید.

the manager has given me another chance and I'm desperate to repay that faith.

مدیر به من فرصت دیگری داده است و من برای جبران آن اعتماد بسیار مصمم هستم.

If the ship's owner fails to repay the loans the bank can exercise bottomry and dispose of the ship.

اگر صاحب کشتی نتواند وام‌ها را بازپرداخت کند، بانک می‌تواند از حق حبس استفاده کرده و کشتی را بفروشد.

They agreed to repay their creditors over a period of three years.

آنها با طلبکاران خود در یک دوره سه ساله به توافق پرداخت کردند.

The new system should target the detrimental effects of moneylending by freeing borrowers from high interest rates and any pressures or legal requirements to repay loans.

این سیستم جدید باید با آزاد کردن وام‌گیرندگان از نرخ‌های بهره بالا و هرگونه فشار یا الزامات قانونی برای بازپرداخت وام، اثرات مضر وام‌دهی را هدف قرار دهد.

Railroad of wide Mei Shan executes loan, construction, operation in construction, repay captital with interest the system of quaternity, strengthened a company greatly inside driving force.

راه‌آهن می شان وام، ساخت و ساز، عملیات در ساخت و ساز، سیستم بازپرداخت سرمایه با بهره، یک شرکت را در داخل به شدت تقویت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید