amounting

[ایالات متحده]/əˈmaʊntɪŋ/
[بریتانیا]/əˈmaʊntɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به یک عدد یا ارزش خاص جمع یا مجموع کردن.
adj. برابر با یا رسیدن به مقدار یا اندازه خاصی.

عبارات و ترکیب‌ها

amounting to nothing

به هیچ چیز منتهی نمی‌شود

جملات نمونه

the cost of living is amounting to a serious financial burden.

هزینه زندگی به یک بار مالی جدی تبدیل می شود.

his achievements are amounting to a legacy that will inspire generations.

دستاوردهای او به میراثی تبدیل می شود که نسل ها را الهام بخش خواهد بود.

the evidence is amounting to something significant.

شواهد به چیزی مهم تبدیل می شود.

the reports are amounting to a damning indictment of the government.

گزارش ها به یک محکومیت قاطعانه از دولت تبدیل می شود.

our efforts are amounting to little progress.

تلاش های ما به پیشرفت کمی منتهی می شود.

the noise is amounting to a nuisance.

صدای مزاحمتی ایجاد می کند.

the number of complaints is amounting to a crisis.

تعداد شکایات به بحرانی تبدیل می شود.

the data is amounting to a wealth of information.

داده ها به منبع اطلاعاتی غنی تبدیل می شود.

the delays are amounting to weeks.

تاخیرها به هفته ها می رسد.

his collection is amounting to thousands of items.

کلکسیون او به هزاران مورد می رسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید