amputator

[ایالات متحده]/ˌæm.pjuːˈteɪ.tər/
[بریتانیا]/ˌæm.pjuːˈteɪ.tər/

ترجمه

n. شخصی که جراحی قطع عضو انجام می‌دهد؛ ابزاری که برای انجام جراحی قطع عضو استفاده می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

amputator surgeon

جراح قطع عضو

surgical amputator

قطع‌کننده‌ی جراحی

amputator tools

ابزارهای قطع عضو

amputator specialist

متخصص قطع عضو

amputator procedure

روش جراحی قطع عضو

amputator history

تاریخچه‌ی قطع عضو

amputator technique

تکنیک قطع عضو

amputator complications

عوارض قطع عضو

amputator ethics

اخلاق قطع عضو

amputator debate

بحث درباره‌ی قطع عضو

جملات نمونه

the surgeon used an amputator to remove the infected limb.

جراح از آمپوتاتور برای برداشتن اندام عفونی استفاده کرد.

the medical team carefully selected the appropriate amputator for the procedure.

تیم پزشکی آمپوتاتور مناسب را برای انجام عمل با دقت انتخاب کرد.

a high-tech amputator can minimize tissue damage during surgery.

یک آمپوتاتور با فناوری بالا می‌تواند آسیب به بافت را در طول جراحی به حداقل برساند.

the amputator's blade was designed to cut through bone with minimal force.

تیغه آمپوتاتور به گونه‌ای طراحی شده بود که با کمترین نیرو از میان استخوان عبور کند.

the amputator's precision allows for the removal of only the necessary tissue.

دقت آمپوتاتور امکان برداشتن فقط بافت ضروری را فراهم می‌کند.

advances in amputator technology have made amputations less invasive.

پیشرفت در فناوری آمپوتاتورها باعث شده است که آمپولاسیون‌ها کمتر تهاجمی باشند.

the surgeon used the amputator to carefully sever the damaged blood vessels.

جراح از آمپوتاتور برای قطع کردن دقیق رگ‌های خونی آسیب‌دیده استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید