amputee

[ایالات متحده]/æmpjʊ'tiː/
[بریتانیا]/'æmpjʊ'ti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که یک اندام او قطع شده است

جملات نمونه

She is an amputee who lost her leg in a car accident.

او یک فرد قطع عضو است که در یک تصادف رانندگی پایش را از دست داده است.

The organization provides support for amputees to adjust to their new life.

این سازمان از افراد قطع عضو حمایت می کند تا با زندگی جدید خود سازگار شوند.

He became an amputee after a work-related injury.

او پس از یک آسیب شغلی قطع عضو شد.

The prosthetic limb helped the amputee regain mobility.

اندام مصنوعی به فرد قطع عضو کمک کرد تا تحرک خود را دوباره به دست آورد.

The athlete overcame the challenges of being an amputee to win the race.

این ورزشکار بر چالش های ناشی از قطع عضو غلبه کرد تا مسابقه را ببرد.

The support group offers counseling for new amputees.

گروه پشتیبانی مشاوره ای برای افراد قطع عضو جدید ارائه می دهد.

The doctor discussed the options for prosthetic limbs with the amputee.

پزشک گزینه های اندام مصنوعی را با فرد قطع عضو در میان گذاشت.

The foundation raised funds to provide free prosthetics for amputees in need.

این بنیاد برای ارائه اندام های مصنوعی رایگان به افراد قطع عضو نیازمند، بودجه جمع آوری کرد.

The rehabilitation center offers specialized programs for upper limb amputees.

مرکز توانبخشی برنامه های تخصصی برای افراد قطع عضو اندام فوقانی ارائه می دهد.

Despite his condition as an amputee, he remained positive and determined.

با وجود شرایط او به عنوان یک فرد قطع عضو، او مثبت و مصمم باقی ماند.

نمونه‌های واقعی

This veteran, Marine Sergeant Gabe Ramirez is also a double amputee.

این جانباز، سروان تفنگدار دریایی گیب رامیرز همچنین یک فرد دو پا قطع شده نیز هست.

منبع: CNN Listening Compilation May 2013

Mengel took her new cat to a meeting for amputees.

منگل گربه جدیدش را به جلسه ای برای افراد دارای قطع عضو برد.

منبع: This month VOA Special English

But being a quadruple amputee did not prevent 42-year-old Philippe Croizon from doing exactly that.

اما اینکه فردی با چهار عضو قطع شده بود، مانع از انجام دقیقاً همین کار توسط فیلیپ کروزون ۴۲ ساله نکرد.

منبع: BBC Listening August 2016 Collection

Recently people who attended a support group for amputees were able to meet Lola-Pearl.

به تازگی، افرادی که در یک گروه حمایتی برای افراد دارای قطع عضو شرکت کردند، توانستند با لولا-پِرل ملاقات کنند.

منبع: This month VOA Special English

Today's feature is a double amputee named Landon Benton who wants others to join him in wheelchair basketball.

معرفی امروز، لندون بنتون، یک فرد دو پا قطع شده است که می خواهد دیگران نیز به او در بسکتبال ویلچر بپیوندند.

منبع: CNN 10 Student English March 2018 Collection

Mind-controlled prostheses continue to promise great help for amputees.

ندامت های کنترل شده با ذهن همچنان وعده کمک های بزرگ به افراد دارای قطع عضو را می دهند.

منبع: VOA Standard Speed January 2016 Collection

Amanam decided to do what he could to make amputees feel better.

آنامام تصمیم گرفت هر کاری که می تواند انجام دهد تا افراد دارای قطع عضو احساس بهتری داشته باشند.

منبع: VOA Slow English - Entertainment

John Miguelez works with amputees teaching them how to use and operate the myoelectric arm.

جان میگوئلز با افراد دارای قطع عضو کار می کند و به آنها نحوه استفاده و کار با بازوی الکترومغناطیسی را آموزش می دهد.

منبع: Discovery documentary "Understanding Electricity"

Surgeons rewired an amputee's remaining nerve endings from his foot to tissue in the thigh.

جراحان پایانه‌های عصبی باقی‌مانده یک فرد دارای قطع عضو را از پای او به بافت ران منتقل کردند.

منبع: VOA Standard June 2015 Collection

Being able to do the things that I did before, being able to have some privacy about being an amputee.

توانایی انجام کارهایی که قبلاً انجام می دادم، توانایی داشتن حریم خصوصی در مورد اینکه فرد دارای قطع عضو هستم.

منبع: CNN 10 Student English Compilation April 2021

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید