amyotrophy

[ایالات متحده]/ˌeɪmaɪəˈtrəʊfi/
[بریتانیا]/ˌeɪmaɪəˈtroʊfi/

ترجمه

n. تباهی پیشرون از بافت‌های عضلانی؛ فلج عضلانی.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

spinal amyotrophy is a rare genetic disorder affecting motor neurons.

آمیوتروفی نخاعی یک بیماری ژنتیکی نادر است که عصب‌های حرکتی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

the doctor diagnosed him with progressive muscular amyotrophy.

پزشک او را با آمیوتروفی عضلانی پیشرفت‌کننده تشخیص داد.

amyotrophic lateral sclerosis often leads to severe muscle amyotrophy.

آمیوتروفی لاترال سکلروز معمولاً منجر به آمیوتروفی عضلانی شدید می‌شود.

early intervention can slow down the progression of amyotrophy.

Müdداوله‌های زودهنگام می‌تواند پیشرفت آمیوتروفی را کند کند.

neurogenic amyotrophy results from nerve damage.

آمیوتروفی عصبی ناشی از آسیب به عصب‌ها است.

patients with amyotrophy may experience weakness in their limbs.

بیماران مبتلا به آمیوتروفی ممکن است ضعف در اندام‌های خود تجربه کنند.

physical therapy is essential for managing amyotrophy symptoms.

درمان فیزیکی برای کنترل علائم آمیوتروفی ضروری است.

research on amyotrophy has led to new treatment approaches.

پژوهش‌های مربوط به آمیوتروفی منجر به رویکردهای درمانی جدید شده است.

infantile spinal amyotrophy requires comprehensive medical care.

آمیوتروفی نخاعی نوزادی نیاز به مراقبت‌های پزشکی جامع دارد.

hereditary amyotrophy can affect multiple family members.

آمیوتروفی وارثی می‌تواند چندین عضو خانواده را تحت تأثیر قرار دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید