anagnost

[ایالات متحده]/əˈnægnɒst/
[بریتانیا]/əˈnægnɑːst/

ترجمه

n. خواننده یا خواننده در کلیسای ارتدوکس شرقی، به ویژه کسی که در طی لیتوری انجام می‌دهد.
شکل‌های واژه
جمعanagnosts

عبارات و ترکیب‌ها

the anagnost

اناگنست

anagnost reads

анаگنست می‌خواند

anagnost reading

خواندن анаگنست

church anagnost

анаگنست کلیسایی

ancient anagnost

анаگنست باستانی

anagnost proclaims

анаگنست اعلام می‌کند

the anagnost's role

وظیفه анаگنست

anagnost speaks

анаگنست می‌گوید

trained anagnost

анаگنست آموزش دیده

anagnost in residence

анаگنست در محل سکونت

جملات نمونه

the anagnost read the gospel passage with a clear, resonant voice during the sunday liturgy.

آناگنست در طی جمعه نماز جمعه با صدای واضح و رезونانس موعظه انجیل را خواند.

a young anagnost was appointed to serve at the cathedral after years of training.

یک آناگنست جوان پس از چند سال آموزش به خدمت در کاتدرال منصوب شد.

the experienced anagnost guided the newcomers through the complex liturgical readings.

آناگنست تجربه‌دار جدید‌ها را از طریق موعظه‌های لیتورژیک پیچیده هدایت کرد.

in orthodox tradition, the anagnost plays a crucial role in the divine service.

در سنت ارتدوکس، آناگنست نقش حیاتی در خدمت مقدس دارد.

the anagnost stood before the iconostasis, preparing to read the epistle lesson.

آناگنست پیش از ایکونوستاس ایستاده بود و آماده بود موعظه نامه را بخواند.

our church anagnost has a beautiful voice that echoes through the nave.

آناگنست کلیسا ما دارای صدای زیبایی است که از طریق ناوه تکان می‌خورد.

the head anagnost rehearsed the readings with the choir before the feast day.

آناگنست رئیس قبل از روز جشن با گروه خوانندگی موعظه‌ها را تمرین کرد.

an anagnost must have a thorough knowledge of scripture to perform his duties.

برای انجام وظایف خود، آناگنست باید دانش کاملی از کتاب مقدس داشته باشد.

the archbishop praised the anagnost for his reverent and accurate reading.

ارشیدشپ در خاطرنشانی از آناگنست به خاطر خواندن عزت‌آمیز و دقیق او تقدیر کرد.

during the lenten season, the anagnost changes the liturgical readings accordingly.

در فصل عاشورا، آناگنست متن‌های لیتورژیک را به ترتیب تغییر می‌دهد.

the anagnost processes slowly down the center aisle while reading the prophecy.

آناگنست در حالی که پیشگویی را می‌خواند، به آرامی از میان راه‌مرکزی عبور می‌کرد.

students at the theological academy train to become skilled anagnosts.

دانشجویان در دانشکده نظریه‌ای آموزش می‌بینند تا به آناگنست‌های ماهر تبدیل شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید