analogizing

[ایالات متحده]/ˌænəlɔɡaɪˈzɪŋ/
[بریتانیا]/ˌæ nə lɑːɡ aɪ zɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای کشیدن شباهت‌ها یا مقایسه‌ها بین چیزها به منظور توضیح یا نمایش چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

analogizing complex concepts

مقایسه مفاهیم پیچیده

skilled at analogizing

ماهر در مقایسه

analogizing different situations

مقایسه موقعیت‌های مختلف

reluctant to analogize

تمایل نداشتن به مقایسه

جملات نمونه

he was analogizing his childhood experiences to his current situation.

او در حال مقایسه تجربیات دوران کودکی خود با وضعیت فعلی خود بود.

the teacher used analogizing to help students understand complex concepts.

معلم از مقایسه برای کمک به دانش آموزان در درک مفاهیم پیچیده استفاده کرد.

analogizing different cultures can be a valuable tool for learning.

مقایسه فرهنگ‌های مختلف می‌تواند ابزاری ارزشمند برای یادگیری باشد.

it's important to carefully consider the limitations of analogizing when drawing conclusions.

هنگام نتیجه گیری، توجه به محدودیت های مقایسه بسیار مهم است.

she was analogizing the human brain to a computer.

او مغز انسان را با یک کامپیوتر مقایسه می‌کرد.

analogizing historical events can shed light on current issues.

مقایسه رویدادهای تاریخی می تواند نور افشانی مسائل کنونی کند.

the lawyer used analogizing to make a persuasive argument.

وکیل برای ارائه یک استدلال متقاعد کننده از مقایسه استفاده کرد.

analogizing is a powerful way to communicate complex ideas.

مقایسه راهی قدرتمند برای انتقال ایده های پیچیده است.

he was struggling to analogize the abstract concept to something concrete.

او برای مقایسه مفهوم انتزاعی با چیزی ملموس تلاش می کرد.

analogizing is a common strategy used in writing and speaking.

مقایسه یک استراتژی رایج است که در نوشتن و صحبت کردن استفاده می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید