equating

[ایالات متحده]/ɪˈkweɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ɪˈkwetɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. در نظر گرفتن یک چیز به عنوان برابر یا مشابه با چیز دیگر؛ معادل بودن با؛ دیدن یک چیز به عنوان یکسان با چیز دیگر

عبارات و ترکیب‌ها

equating factors

برابر کردن عوامل

equating values

برابر کردن ارزش‌ها

equating outcomes

برابر کردن نتایج

equating standards

برابر کردن استانداردها

equating success

برابر کردن موفقیت

equating measures

برابر کردن معیارها

equating concepts

برابر کردن مفاهیم

equating ideas

برابر کردن ایده‌ها

equating terms

برابر کردن اصطلاحات

equating principles

برابر کردن اصول

جملات نمونه

equating success with happiness can be misleading.

مقایسه موفقیت با خوشبختی می‌تواند گمراه‌کننده باشد.

many people are equating wealth with personal value.

بسیاری از مردم ثروت را با ارزش شخصی مقایسه می‌کنند.

equating intelligence with academic achievement is not accurate.

مقایسه هوش با دستاورد تحصیلی دقیق نیست.

equating hard work with success is a common belief.

مقایسه تلاش سخت با موفقیت یک باور رایج است.

equating love with possession can lead to unhealthy relationships.

مقایسه عشق با مالکیت می‌تواند منجر به روابط ناسالم شود.

some cultures are equating traditional values with modern practices.

برخی از فرهنگ‌ها ارزش‌های سنتی را با شیوه‌های مدرن مقایسه می‌کنند.

equating age with wisdom is a stereotype.

مقایسه سن با خرد یک کلیشه است.

equating freedom with chaos is a misconception.

مقایسه آزادی با هرج و مرج یک تصور غلط است.

equating popularity with talent can be misleading.

مقایسه محبوبیت با استعداد می‌تواند گمراه‌کننده باشد.

equating beauty with worth is a harmful belief.

مقایسه زیبایی با ارزش یک باور مضر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید