anatomizes

[ایالات متحده]/ˌænætəmaɪzɪz/
[بریتانیا]/ˌænətəmaɪˈzaɪz/

ترجمه

v. برای کالبدشکافی یا بررسی چیزی به طور دقیق، معمولاً برای درک ساختار یا عملکرد آن

عبارات و ترکیب‌ها

anatomizes the problem

تحلیل مسئله

جملات نمونه

the scientist anatomizes the frog to understand its internal structure.

دانشمند قورباغه را تشریح می‌کند تا ساختار درونی آن را درک کند.

she anatomizes complex problems into smaller, more manageable parts.

او مسائل پیچیده را به بخش‌های کوچکتر و قابل مدیریت‌تر تجزیه می‌کند.

the surgeon carefully anatomizes the tissue before making an incision.

جراح با دقت بافت را قبل از ایجاد برش تشریح می‌کند.

his writing anatomizes the flaws in society.

نوشتن او نقاط ضعف جامعه را تجزیه و تحلیل می‌کند.

the forensic pathologist anatomizes the body to determine the cause of death.

پاتولوژیست قانونی جسد را تشریح می‌کند تا علت مرگ را تعیین کند.

the artist anatomizes the human figure in her drawings.

هنرمند چهره انسان را در نقاشی‌های خود تجزیه و تحلیل می‌کند.

he anatomizes arguments, breaking them down into their logical components.

او استدلال‌ها را تجزیه می‌کند و آن‌ها را به مولفه‌های منطقی خود تقسیم می‌کند.

the teacher anatomizes the grammar rules for her students.

معلم قوانین دستور زبان را برای دانش‌آموزان خود تجزیه و تحلیل می‌کند.

the historian anatomizes historical events to understand their causes and consequences.

تاریخ‌نگار رویدادهای تاریخی را تجزیه و تحلیل می‌کند تا علل و عواقب آن‌ها را درک کند.

the philosopher anatomizes the concept of morality in his writings.

فيلسوف مفهوم اخلاق را در نوشته‌های خود تجزیه و تحلیل می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید