anchise

[ایالات متحده]/ænˈtʃaɪz/
[بریتانیا]/ænˈtʃaɪz/

ترجمه

n. آنکوئیس (اسم خاص/نام)
شکل‌های واژه
جمعanchises

جملات نمونه

the pizza was topped with salty anchovy fillets.

پیتزا با فیلیت‌های انچووی تلخ پر شده بود.

she spread anchovy paste on the toast.

او ماسه انچووی را روی نان ساندویچ پاشید.

the caesar salad dressing contains anchovy sauce.

سس سالاد سیزار حاوی سس انچووی است.

he mixed anchovy butter with garlic for the bread.

او مارگریت انچووی را با چهارم ترکیب کرد تا روی نان استفاده شود.

the chef added chopped anchovy to the stew.

شکف انچووی ریز شده را به گوشت گوشتی اضافه کرد.

anchovy oil gives the pasta a rich flavor.

روغن انچووی طعم غنی‌ای به پاستا می‌دهد.

they served dried anchovy as a snack.

آن‌ها انچووی خشک را به عنوان یک چیپس سرو کردند.

the umami taste comes from the anchovy extract.

طعم اومامی از استخراج انچووی آماده می‌شود.

fresh anchovy is available at the fish market.

انچووی تازه در بازار ماهی موجود است.

the recipe calls for anchovy flakes.

این رецیپ روی فلک‌های انچووی نیاز دارد.

some people enjoy anchovy on their pizza.

بعضی افراد از انچووی روی پیتزا خود لذت می‌برند.

the japanese dish uses marinated anchovy.

این غذای ژاپنی از انچووی مارینه استفاده می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید