anencephalic

[ایالات متحده]/ˌænɪˈsɛfælɪk/
[بریتانیا]/ˌænəˈsefəlɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد مغز، به ویژه به عنوان نتیجه نقص مادرزادی. ; مبتلا به آناستفالی؛ دارای مغز بزرگ زیر توسعه یافته یا غایب (بزرگترین بخش مغز).
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

anencephalic infant

نوزاد بدون مغز

anencephalic syndrome

سندرم آننفالیک

anencephalic condition

وضعیت آننفالیک

anencephalic birth defects

نقص مادرزادی آننفالیک

anencephalic brain development

توسعه مغز آننفالیک

جملات نمونه

the anencephalic infant was unable to survive.

نوزاد آننسفالیک قادر به زنده ماندن نبود.

families of anencephalic children often face immense emotional and financial challenges.

خانواده‌های کودکان آننسفالیک اغلب با چالش‌های عاطفی و مالی فراوان روبرو هستند.

anencephalic infants require specialized care and medical attention.

نوزادان آننسفالیک به مراقبت‌های تخصصی و توجهات پزشکی نیاز دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید